اطراف مملكت كه آوازهء « 1 » قطّاع و سرّاق « 2 » از انجا مىدادند « 3 » فرستاده شد و « 4 » مقرر گشت كى در قلع و استيصال ايشان كوشيده دمار از ديار « 5 » آن اشرار برآرند و آنچ از ( * ) اموال و اقمشهء « 6 » تجار بدست افتد نقل اين « 7 » طرف كنند تا « 8 » بمستحقان تسليم رود « 9 » مخلص دولتخواه صدور اين نصايح را « 10 » از محض اشفاق و الطاف شهريارى مىداند و « 11 » قبول « 12 » آن را بدل و جان تلقى مىنمايد و نيكنامى دين « 13 » و دنيا « 14 » و حصول مثوبات آخرت در ان مىشناسد دولت جاويد « 15 » باد
( * ) نوع دهم در اجابت تعيين منهيان و جاسوسان « 16 »
بعد از وقوف بر حقايق معانى و اطلاع بر دقايق مبانى اعلام راى صوابنماى و فكر ارشاد فرماى « 17 » حضرت سلطانى گردانيده مىآيد كى اشارتى كه در باب تعيين خبرداران و منهيان و جاسوسان فرموده و آن را بلطايف مستشهدات « 18 » و بدايع موكدات موكد گردانيده و هرآنچ بمصلحت ملكدارى و قانون جهانبانى و قاعدهء حسن معاش
هامش
( 1 ) - ت : اواز
( 2 ) - پ : سوّاق
( 3 ) - ج : دارند
( 4 ) - پ : حذف شده
( 5 ) - ب ج : دمار
( * 6 ) - ت : اقمشه و اموال
( 7 ) - ج : آن
( 8 ) - پ : يا ، ت : با
( 9 ) - آ : و - افزوده شده
( 10 ) - ت : حذف شده ، ج : را كه
( 11 ) - پ : حذف شده
( 12 ) - ث : قول
( 13 ) - ب : دينى
( 14 ) - ب : دنياوى ، ج : دينى
( 15 ) - ث : مخلد
( * 16 ) - ب : حذف شده
( 17 ) - ث : فرناى
( 18 ) - ب : مشتهدات