و كاركنان ان مستانفا اهتمام مىبايست نمود و هر مهم را بتوليت كاردانى « 1 » كافى و ايالت واليى « 2 » امين حوالت فرمود « 3 » تا بتدريج مبانى مملكت استحكام يابد و قواعد سلطنت بر احسن اوضاع ممهد گردد و معلومست كى در قضيه دزدان و حراميان و راهزنان تعمق نظر و تدنق فكر زيادت مىبايد « 4 » كرد تا آن مهم كه جز باعمال اسنّه و « 5 » رماح و امضاء سيوف و قداح باصلاح نخواهد آمد بر وجهى متصلح « 6 » گردد كه حقوق مستحقان بوصول پيوندد و مواد شرذمهء قطاع در جميع ( * ) بلاد و بقاع « 7 » به كلى « 8 » منقلع « 9 » و مستاصل شود و من بعد هيچ آفريده را از متابعان ان « 10 » طوايف « 11 » از بيم شمشيرهاء آبدار و سهام صاعقه كردار « 12 » دليران اينجانب قدرت تصور « 13 » ان عمل ذميم بر عادت معهود قديم نباشد « 14 » بنابرين « 15 » نيت پسنديده چهار امير معتبر را با عساكرى كه در اهتمام ايشاناند به چهار « 16 » طرف از
هامش
( 1 ) - ج : كاردان
( 2 ) - پ : ولى ، ب ت ج : والى
( 3 ) - آ : فرموده
( 4 ) - ت : يابد
( 5 ) - ج : حذف شده
( 6 ) - پ : م ؟ ؟ ؟ صلح ، ث : م ؟ ؟ ؟ ضلح ، ج : منصلح
( * 7 ) - ت ث : بقاع و بلاد
( 8 ) - آ : حذف شده
( 9 ) - ج : منقطع
( 10 ) - ج : حذف شده
( 11 ) - آ : بالاى سطر با خط مغاير - كروه - افزوده شده
( 12 ) - ب : در حاشيه نوشته شده
( 13 ) - پ : قصور
( 14 ) - ث ج : و - افزوده شده
( 15 ) - ب : بدين
( 16 ) - ت : باجهار