سقطفروش را در باب پانصد تومان وجه نقد كه از مال خود دارد زيرا كه اثاث البيت را منتقل نمود به دو پسر و يك دختر و مادر ايشان و هريك متصرف سهم خودشان مىباشند و خانه را صلح نمود به وكيل مذكور و مبلغ پانصد تومان براى او ماند . لهذا وكيل كرد فرزند خود را كه از اين به تدريج مادام الحيواة در عتبات به حاجى رساند و بعد از فوت موكّل مبلغ پنجاه تومان از بابت طلبى كه زوجهاش دارد بر او و وكيل اداء نمايد از اين پانصد تومان و بيست و پنج تومان مظالم و خمس براى او بدهند و مابقى هرچه بماند تثليث شود و از ثلث مقدار بيست و پنج تومان خرج عروسى به پسر حيدر على بدهند و مابقى از ثلث اگر بماند وصى در مصارف بر دختر موصى صرف نمايند و دو ثلث ديگر كما فرضه اللّه بين ورثه تقسيم شود . اين وصيتنامچه اقرار حاجى نوشته شد . مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 1372 ]
پرداخت بدهى 17 - 08 - 1306
در 17 شعبان از روى عكسى كه سركار آقا ميرزا على نقى منشىباشى پانصد و چهارده تومان دادنى بودهاند به سكينه خانم زوجهء غلامرضا ، بنت حاجى باقر برغانى كه در ربيع الثانى سنهء قبل ثبت است در اين تاريخ فرزند ارجمند منشىباشى كه عاليجاه آقا ميرزا غلامرضا باشد حاضر شد با حضور منشى و حضور سكينه خانم مستوره و آقا ميرزا غلامرضا ضامن شرعى گرديد كه از آن وجه تمسك مبلغ سيصد و پنجاه و چهار تومان را على حسب القسط در سى و پنج ماه ماهى ده تومان كارسازى دارند و در ماه سى و پنجم چهارده تومان كارسازى نمايند . در حاشيهء اصل تمسك اين ضمان نوشته شد . مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 1373 ]
فروش 17 - 08 - 1306
در 17 شعبان حاجى اصلان مذكور اقرار نمود به مصالحهء جزميه با فرزند خود حاجى على محمّد سقطفروش بر تمامى شش دانگ يك باب عمارت و خانهسراى