و سراى تمتع او همين مرحلهء فانى و منزل جسمانى بود و لهذا گفتهاند ، نظم :
عرش است نشيمن تو شرمت نايد * كائى و مقيم خطهء خاك شوى
و از شواهد اين مقال صورت حال خير مآل اين پادشاه مرتضوى خصال بلند اقبال است كه در اثناى طى مراحل زندگانى در شاهراه كامبخشى و كامرانى و قطع منازل جهان فانى در صراط مستقيم اقليمگيرى و جهانستانى در عنفوان شباب و ريعان جوانى ديدهء خواهش و چشم طمع از متلذات جسمانى و پادشاهى جهان فانى پوشيده با اورنگ آرايان سرير
مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ
« 1 » تخت - نشين سلطنت ملك جاودان گرديد و نداى فرح افزاى
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 2 » را به گوش جان شنيد .
تفصيل اين واقعهء غم اندوز و تبيين اين سانحهء جگر سوز آن كه بعد از انقضاى فصل شتا و رسيدن ايام بهار و زمان نشو و نما پادشاه مظفر لوا به عزم صيد و شكار و هوس تماشاى دشت و كهسار از دار السلطنهء تبريز عنان سمند سبكخيز را به جانب شكى معطوف و مقرر فرمود كه سپاه ظفر لوا و لشكر ظفر اثر از مقر خويش ايلخيهاى « 3 » آن حدود را به رسم شكار جرگه رانده در يكى از مواضع آن سرزمين جمع آورند . و چون حسب الفرمان شهريار محتشم ، جرگهء شكار اين وحشى غزالان به هم پيوست آن حضرت بعد از نشاط و صيد اسبان صحرائى عازم دار الارشاد و بعد از ادراك سعادت زيارت آباء و اجداد متوجه جانب سراب شد . و چون موكب همايون پادشاه ربع مسكون به صاين گدوكى رسيد در آن مرحلهء غمافزا مزاج كثير - الابتهاج آن زيور آراى تخت و تاج از منهج اعتدال طبيعى منحرف
هامش
( 1 ) - سورهء كهف ، آيهء 31 و سورهء انسان ، آيهء 13 .
( 2 ) - سورهء فجر ، آيهء 28 .
( 3 ) - ايلخى - رمهء اسب ، چارپايانى كه آنها را در صحرا براى چرا رها كنند ( معين ) .