تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
از آن جمله ارباب اخبار به ذكر مجملى از اشعار مرثيهء خواجه ضياء الدين ميرم كه محتوى بر تاريخ قتل آن يگانهء زمانه است در مؤلفات خود اختصار نموده‌اند و اين چند بيت از آن جمله است ، نظم :
مهر سپهر لطف كه از راى انورش * آئينهء فلك شده جام جهان نما
درياى جود شاه حسين آن كه از شرف * مثلش نديده ديدهء ايام عمرها
در گلشن زمانه چو گل گشت غرق خون * چون لاله ساخت پيرهن عمر را قبا
در كربلا كه جنت عدن است شد مقيم * فى جنة مكرمة عرضها السماء « 1 »
تاريخ فوت او چو ضيائى ز عقل جست * آمد ز غيب « شاه شهيدان كربلا »
اما از قضاياى اين سال پر ملال يكى آن بود كه بعد از ارتحال آن جهان فضل و افضال خواجه جمال الدين خواند امير تبريزى كه از تربيت كرده‌هاى ميرزاى مغفور بود منظور نظر تربيت شهريار بلند اقبال و قائم مقام آن سفر گزين جهان وصال گرديد . ديگر از وقايع كه در ديار روم به وقوع انجاميد آن بود كه سلطان سليمان پادشاه آن مرز و بوم بر سر كفار ديار اردوس كه به كرات اظهار مخالفت وى كرده بودند لشكر كشيده بر آن ديار مستولى گرديد و مولانا نيازى شاعر قصيده‌اى كه از مصراع اول هر بيت ، تاريخ جلوس و از مصراع ثانى فتح اردوس بيرون مىآمد در مدح سلطان سليمان در سلك نظم كشيده به موقف عرض رسانيد و مطلع آن قصيده اين است ، نظم :
در اول جلوسى تو بر سرفرازى * دويم فتح اردوس الا اى نيازى
هامش
( 1 ) - اشاره است به آيهء 21 از سورة الحديد .
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 299 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى