تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
گفت اين از براى چه بود انتقادات من از نظر امير بيش از اين تنبيه مىخواست گفت اين مقدار براى تنبه بود كه چرا بايد آنقدر نادان باشى كه تصور كنى ما اين امور را در نظر نداريم تو مقتضيات را نميدانى . بلى ! جريان امور تمشيت معاش جمهور هيچوقت در حد اعتدال مقدور نبوده است و بيش از مقتضيات معقول هوى و هوس حرص و آز مدخليت داشته است و هروقت كار به آشوب ميكشيده . قديم‌ترين سابقه در ايران بلواى كاوه است منتها همه كاوه نيستند كه به حدى بايستند كاوه عدالت ميخواست اينان رياست و عبا و متأسفانه علمهاى كاوه كه امروز برپا مىكنند مسلك مزدك از چم و خم پرده‌اش ظهور مىكند و خونخوارگى بروز . ميرزا حسين خان در شكايت از اوضاع زمان به پدرم گفته بود تا روى اين قاليچه پا نگذارى نمىدانى مطلب چيست ، گروهى حفظ منافع خود ميكنند و گروهى تلاش در رسيدن بدان منافع ، جنگ مستمر است . در اين دوره عنوان مبارزهء استبداد و آزادى است . حد استبداد و آزادى كجا هست ؟ هنوز در نقشهء سياست معين نشده است ، حد معقول قانونى است بمصلحت عامه و امروز بيشتر نظر به ماديات است و علت خرابىها همين نظر است . قانون خودمان اوفى به منظور است قانونى است از روى ايمان مانع احتكار و موجبات تبذير و فساد اخلاق اگر اجراى آن را خواسته بوديم بىمخمصه به مقصود رسيده بوديم ، سوء نيت از راه مستقيممان منحرف كرد بدون رعايت زمان و مكان صرف راه تقليد پيموديم و ديديم آنچه ديديم . در نوشتجات نواب محمد على ركنى نوهء مرحوم مغفور محمد تقى ميرزاى ركن الدوله مكتوبى از سيد جمال الدين اسدآبادى بدست آمد آينهء افكار آقايان است كه ميخواهند دنيا را گلشن كنند گلخن كرده‌اند و قابل ضبط . جمال الدين اسدآبادى احزاب ، علما و اعتبار تحليف همه را شناخته‌ايم . از نگاه هركس چيزها درك ميكنيم .
اين رند پارسا را ما خوب مىشناسيم * اين خرقه و عبا را ما خوب مىشناسيم .

احوال سيد جمال الدين اسدآبادى

ولادت سيد جمال الدين « 1 » معروف به افغان در سنهء 1839 بوده ، پس از تحصيل مقدمات به هند رفته سالى بماند عزيمت حج كرد ( 1857 ) به افغانستان برگشت ، به زمان امير دوست محمد خان از رجال سياسى شد ، در فتح هرات ملازم امير بود كه بمرد ، پسرش شير على خان در هرات جلوس نمود ( 1864 ) قصد بند و حبس برادران كرد هريك به محل حكومت خود فرار كردند . محمد اعظم كه سيد طرفدار او بود در كابل حكم‌فرما شد و سيد وزير پسران جوان خود
هامش
( 1 ) - مأخوذ از تعليم القرائت ابراهيم زيدان جزء خامس