تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
به تدابيرى كه دارند عيار سكه‌هاى امين الضرب را چرباندند و حال آنكه معنى ندارد ، از عيار اگر ندزدند چيزى اضافه نميكنند . گفته شد قدرى نقره در شكاف چوب گنجانده بودند كه روى بوته ميگذارند ، البته چوب كه سوخت نقره آب مىشود و مخلوط نقره‌اى كه در بوته است ميگردد .

وليعهد در تهران

پس از قضيهء شيخ عبيد اللّه ، وليعهد مظفر الدين ميرزا مغضوبا به تهران احضار شد ، در باغ ايلخانى كه حال بانك ملى است منزل كرد ، از رجال فقط پدرم بيملاحظه خدمت وليعهد ميرسيد ، طالب شدند نزد اخوى صنيع الدوله حساب بخوانند ، مدتى صرف اين كار شد و كار بتفريق نكشيد تا چه رسد به ضرب و تقسيم ، بامزه‌تر رغبت وليعهد با آن فكر سرشار به آموختن شطرنج بود ، در آن اوقات روزى شاه در منزل عبد الحسين ميرزا فرمانفرما مدعو بود ، شاهزادگان و اعيان بودند ، بعد از ناهار بنا شد شطرنج باخته شود ، حضار دو دسته شدند ، جمعى طرف وليعهد ، جمعى طرف نايب السلطنه من از طرف وليعهد بازى ميكردم و نايب ناظر از طرف نايب السلطنه ، پنجاه پنج هزارى هم گرو بود ، بازى نايب ناظر هيچ به قوت بازى من نبود ، و غفلتى رفت و بازى من عقب افتاد ، امين - السلطان پنجهزارىها را برداشت و داد به مليجك عزيز السلطان ، دعوى طى شد ، شنيدم وليعهد از باختن من اظهار خوشوقتى كرده بود بملاحظهء نايب السلطنه ، من بهيچوجه ملاحظه نكرده بودم ، رسم است در بازى تا دست از روى مهره برنداشته‌اند حق اصلاح دارند ، من هنوز دست برنداشته بودم مغلطه كردند ، بشاه تظلم كردم ديدم ميل حكومت ندارند ، تسليم شدم ، غرور گاهى اين‌گونه پيش ميآورد و شايد الخير فى ما وقع . بعضى از تشريفات زمان ناصر الدين شاه قائم‌مقام ، وليعهد ، مخبر الدوله ، صنيع الدوله در ماه رمضان شئونات اسلامى محفوظ بود ، به اختلاف اوقات ، ادارات شب به وظايف اشتغال داشتند ، در اندرون نماز جماعت منعقد ميشد ، شيخ سيف الدين از شاهزادگان در لباس علما بود از براى خانمها وعظ مىكرد ، شيخ - اسد اللّه اعمى تجويد ميگفت در دههء عاشورا در تكيهء دولت تعزيه‌دارى مفصل ميشد ، وزراء و امراء تأسى مىكردند و از براى مردم هم فال بود هم تماشا ، مقدمة روضه خوانده ميشد ، سپس شبيه درمىآوردند دستهء تعزيه‌خوان معلم در آواز و نقش خود تربيت شده بودند ، مشهور آنها ملا حسين امام خوان ، ميرزا غلامحسين عباس خوان ، جهانگير مسلم خوان بودند و جمعى پسر - بچه‌هاى خوش‌آواز . در لباس و ملزومات تجمل بسيار ميشد ، شبها تكيه چراغان بود ، انعامها و خلعتها مرحمت ميگرديد و دور تكيه بيست طاقنما است ، مرتبهء تحتانى را وزراء و امراء مىبستند ، مرتبهء وسط و فوقانى در پس زنبورى مخصوص حرم بود ، در يكى از حجرات شاه جلوس ميكرد ، روبروى دير در تزئين رقابت ميكردند ، چاى و قهوه براى واردين ناهار و شام براى مباشرين مهيا بود ، از شب‌هاى آخر شبى ناصر الدين شاه گردش ميكردند ، صاحبان طاقنما پيش‌كشيها تقديم ميكردند يك از طاقنماها كه متعلق بپدرم بود ده روزه هشتصد الى هزار تومان
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 87 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )