اوقات دولت روس براى توسعهء زراعت آسياى مركزى دست به پنبهكارى زد ، تخم و كارگر از آمريكا آورده است .
يقين است كه دولت ايران ميتواند پنبهكارى را ترقى بدهد و در زمان كمى از پارچهء پنبهاى خارجه مستغنى شود .
همچنين به نظر من آسان است در جنوب چون اوايل نيشكر به عمل آورد و همچنين تخم تنباكو از خارج آورد .
مطالب ديگر هم هست كه فعلا بيش از اين اوقات جنابعالى را مشغول نميدارد .
بيانات ناصر الدين شاه به خط امين السلطان
1 - اسپنسررايت مخبر الدوله ! اين بيانات وزير مقيم را خواندم همه را صحيح و پاكيزه و از روى كمال دولتخواهى نوشته است ، جواب مختصر او اينست كه شما به او برسانيد و قرارش را با او بدهيد ، آمدن يكنفر مهندس و گشتن و ديدن معادن و غيره ايران لازم است و اين مهندس هرچه زودتر بيايد بهتر است و بعد از آنكه آمد بايد يكسر به تهران بيايد در اينجا اطلاعات موجود به او داده خواهد شد و بلدها و اسباب كار هم به او داده خواهد شد برود و مأموريت و مقصد خود را كاملا حاصل نمايد شما قرارش را با وزير مقيم بدهيد و لازم است علاوه بر مهندس يكنفر هم عالم ژئولژى ( بوتانيك منظور است ) لازم ميدانم كه از علم فلاحت و زراعت و عمل آوردن درختها و نباتات اطلاع داشته باشد كه او هم آمد برأى - العين مشاهده كند و بفهمد كه در ايران استعداد آن براى كدام يك از نباتات و محصولات بهتر است و كدام رودها قابل سد بستن است و آن عالم بتواند تمام آنچه را كه وزير مقيم از ما خواسته است را پرت كند ، زيرا كه حالا را پرت اين كار بطور صحيح حاضر نيست كه داده شود و از براى استاتيستيك و غيره هم اجزاى گمركخانههاى ايران كمال همراهى را خواهند كرد كه بتواند همهچيز را حاصل كند و بينگه دنيا برده منتشر نمايد ، عجالتا چيزى كه لازمست آمدن اين دو نفر را لازم بدانيد و قرار آمدن اين دو نفر را به زودى و خوبى بدهيد .
آنچه من خاطر دارم يكنفر هم آمد و تفحصاتى كرد ، عمده سرمايه است و گوش سرمايهداران همهجا به دهان همسايههاى ما ، در هرموقع چه در اروپا چه در آمريكا مردم را از آوردن سرمايه بايران مانع شدند و بوحشت انداختند .
همهء سياست اروپائى ، بردن مصالح خام از هرجا است ، عمل آوردن و باضعاف قيمت فروختن و اهالى هم هنوز فهم و ذوق تشكيل شركت را ندارند .
پشت پاكت يكطرفش تقرير ناصر الدينشاه است ، طرف ديگر دستخطى بامين السلطان است ، جناب امين السلطان ترجمهها را ملاحظه كرده بسيار محرمانه بايد باشد و بايد يك مجلس مخبر الدوله را حاضر بكند كه در حضور شما واو باز هم خوانده شود ، فكر كرده دستورالعمل اين كار را بدهيم انشاء اللّه پى كار برويم .
معدن فيروزه
در معدن فيروزهء سبزوار سرقتى شده بوده ، كيفيات آن را نميدانم ، اينقدر ميدانم كه سه نفر را مقصر دانسته بودند و شاه به بند و حبس آنها امر داده بودند ، در منزل ما محبوس بودند و شايد در نظر پدرم تقصير آنها مسلم نبود ، شبها ، شام اعيانى براى آنها تدارك ميشد ، شبى به من فرمودند برو ببين درست فراشها شام آنها را ميدهند يا نه ، رفتم و برگشتم گفتم برادروار باهم مىخورند و اين قضيه شش ماه طول كشيد تا مرخصى آنها را گرفتند و مكرر استغفار ميفرستادند .
گربه و ماهى
مطالب بزرگ و كوچك است ، در زندگى هردو پيش ميآيد ، وقتى گربهاى يك دو ماهى سرخ را كه در ظرف بلورين در اطاق بود گرفت ، پدرم عصبانى شد ، امر داد گربه را كشتند ، در پشيمانى سالها متحمل گربه شدند ، گربهاى مأنوس داشتند ، در اطاق شخصيشان زايمان برگزار ميكرد ، جبههاى آغارى در اين بين ضايع ميشد .