تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 925

مساهمون:

ص٩٢٥
ابيات آنچه بينى بر قرار خود نماند 399 آنچه در آيينه جوان بيند 393 از خدا دان خلاف دشمن و دوست 404 ، 660 ، 681 ، 715 اندكى ماند و خواجه غره هنوز 453 اى شاخ گل بنال كه امروز روزگار 191 اين عمارتها كه ايشان مىكنند 485 اين نيل مكرمت كه تو ديدى سراب شد 657 ببينيم تا اسب اسفنديار 467 ، 636 بجنبد اگر تيغ عالم زجاى 408 بر آن انجمن زار بايد گريست 407 بر سر هر لقمه به نوشته عيان 596 ، 600 بسوزان در آتش بشوى اندر آب 738 بسى دولت كه آيد سر گذرگاه 627 پشت ملت زين حكايت چوله شد 718 تو چه غم دارى از اين درد كه بر جان من است 708 جايى كه شتر بود به يك غاز 648 چراغى را كه ايزد بر فروزد 410 چه داند كسى غير پروردگار 520 ، 641 ، 645 ، 673 چه غم ز بىكلهى كاسمان كلاه من است 393 حوران بهشتى را دوزخ بود اعراف 378 خوش نقش بوريا و گدايى و خواب امن 380 ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق 401 شد آنكه اهل نظر بر كناره مىرفتند 722 صد هزاران طفل سربريده شد 718 غم عشق آمد و غمهاى دگر جمله ببرد 454 غمناك نبايد بود از طعن حسود اى دل 378 ، 504 قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود 390 قضا چون ز گردون فروهشت پر 284 ، 616 قلم در دست و عينك بر دماغم 446 كار خود گر به كرم باز گذارى حافظ 502 كار را جز خدا نمىشايد 663 كفى آب سرد از پس بدسگال 565 ، 639 گازر نكند به مزد تعجيل 517 گر اين تير از تركش رستمى است 675 گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند 485 گرچه وصالش نه بكوشش دهند 451 ، 454 ، 485 گفت پيغمبر به آواز بلند 460 گفت مكشوف و برهنه بىغلول 489
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 925 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه