تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
ملوكانه دربارهء شماها شامل شده است .

- 59 -

هو عاليجاها ، ارجمندانوشته‌ات را حامل رساند و از مطلب مندرجه كه حاكى و ناقل از معقوليت و حقوق آن ارجمند بود مستحضر شدم و چنان نيست كه من شما را نشناخته باشم و از حالت نيك فطرتى شما مستحضر نباشم كه احتياج به اظهار و بيان باشد . خدا ان شاء اللّه خودش عواقب امور را خير گرداند . از حال من مستفسر شده بوديد ، الحمد للّه زنده هستم . ناخوشى ندارم ، آسوده باشيد . چون حامل روانه بود و مطلب منحصر به همين اختصار اكتفا رفت .

- 60 -

عاليجاها ، عزت و صداقت پناها ، عزيزا مدت وقت است كه به ولايت رفته كاغذى از آن عاليجاه نرسيده و شرح احوالى ننوشته است . يقينا بواسطهء گرفتارى ناخوش بوده است . چندى قبل كه مقرب الخاقان نور چشمى بابت سلامتى احوال آن عاليجاه و رجوع خدمت ايلاتى كه به عهده با ميرزا عبد الغفار رجوع بوده ، به عهدهء شما مرجوع نموده است نوشته بود . موجب خوشوقتى شده است . بديهى است آن عاليجاه نوكر به كار و صديق خدمتگزار است . همين كه به حمد اللّه تعالى از ناخوشى آسوده شده ، مقرب الخاقان نايب ، آن عاليجاه را بيكار نخواهد گذاشت و لازمهء رعايت از شما خواهد كرد ، شما هم در مجارى خدمات مرجوعه بطورى كه موجب نيكنامى خودت بشود از عهده خواهى برآمد ، و بطورى كه موجب رضاى خاطر مقرب الخاقان نايب باشد ، در خدمات و امور ولايتى غفلت نخواهى داشت .

- 61 -

هو عاليجاه عزت و سعادت همراها ، مشفقا ، مهربانا سركار جناب بندگان پناهى معتمد الدوله ادام اقباله العالى شرحى در خصوص صداقت و اهتمامات شما