تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
رسيد . در باب عرض و شكايت صندوق‌آبادى و قادرآباديها تفصيلش را عاليجاه ميرزا نادر خواهد گفت . حين آمدن عاليجاه حاجى غلامعلى خان تفصيل عرض آنها به آن عاليجاه مرقوم خواهد شد . زياده اظهار نشد . باقى جهات و حالات را اعلام دارد .

- 57 -

عزيزا ، مهربانا مصحوب حبيب بيك‌يك رأس اسب كهر سوقات ولايت ياد كرده بودى رسيد ، خانه‌آباد . ولى اسبى كه سوارى مرا بدهد نبود . گله كرده بودى كه در جواب نوشتجات آن عاليجاه غفلت شده است . درين مدت كاغذى از شما نرسيده كه در جواب او مضايقه شده باشد . با محبتى كه نسبت به آن عاليجاه دارم هرگز چنين گمان را نكن . آن عاليجاه را از خود دانسته و مىدانم ، و كمال ميل و محبت را دارم .

- 58 -

هو فدا و تصدقت شوم فدوى را احضار فرموده بوديد . چون از بد حادثه اينجا به پناه آمده‌ايم ، به اين اختصار بيرون آمدن از سر طويلهء مباركه مشكل است ، و حال اينكه اگر اينطورها اتفاق نمىافتاد مىبايست به سر طويلهء جناب جلالت مآب خداوندگارى دام مجده العالى بيايم ، جمعى مقدار قليل قضات و ساير موالى در حضرت عبد العظيم عليه السلام مىباشند . از بندگان بزرگترند . محض عدالت و غوررسى اول آنها را دلالت فرموده به شهر بياورند ، بعد از آن به اتفاق آنها شرفياب خواهم شد . اگر خدمت ضرورى هست ، آدم معتبر را مشخص فرمايند بيايد تا خدمت او برسيم ، و اگر عرض باشد بنماييم صاحب اختياريد . [ جواب آن در حاشيه ] اعزا شما در كمال اميدوارى و شكرگزارى از مرحمتهاى شاهانه بياييد و آدمى هم با شما روانه مىكنم كه برويد و آن حضرات [ را ] كه شاهزاده عبد العظيم هستند بياوريد . به موجب همين نوشته در كمال اطمينان بياييد كه بذل مرحمت