نصر اللّه خان كه املاك متنازع فيه را به اسم ملكيت خودشان تصرف و تصاحب كردهاند . اگر در وقفيت املاك مزبوره سخنى مقرون به حساب دارند رضاى طرفين در كردستان و يا در گروس در محضر حاكم شرع مرافعه نموده ، بدان چه حكم شرعى صادر شد ممضى دارند .
و در باب ساير املاك كه به اسم تيول از دست موقوف عليهم گرفتهاند ، اگر حرف حسابى در باب ملكيت دارند شرعا تمام شود ، و الا ملك عارضين را بىحكم ديوان قدر بنيان تيول مردم دادن منافى عدالت و مخالف شريعت مطهره است . البته در صورت عدم حرف حسابى و ادعاى شرعى بايد املاك در تصرف موقوف عليهم باشد و هرچه هم محصول در سنوات سابقه از صاحبان ملك برده باشند ، به محصلى عاليجاه حاجى غلامعلى خان و به استحضار اعزى ميرزا رضا على ديوان بيگى گرفته . . . « 1 » .
و در باب سرباز چهار پارچه ده [ كه ] در تصرف دارند عارضين زياد شكايت دارند . چنانچه در تفصيل فرمان قضا جريان امر و مقرر شده است ، مثل سربازان ساير دهات كردستان بايد با صاحبان ملك و رعيت رفتار نمايند . بالجمله به نحوى كه حكم همايون صادر شده است ، بايد موافق حساب عمل عارضان آنچه شرعا تمام و گفتگو خواهد شد در كردستان و گروس به رضاى طرفين بطور مرافعه بگذرانند ، و آنچه عرفى است قرار درستى داده رفع تعدى گردد ، و صورت اتمام را عاليجاه حاجى غلامعلى خان و اعزى ميرزا رضا على ديوان بيگى به ديوان عدالت بنويسند . اگر الى معاودت موكب همايون به اتمام نرسد ، عارضين را با مدعى عليهم روانهء دارالخلافهء طهران كرده ، در محضر علماى عظام آنجا مرافعه نموده شرعا طى نمايند . در باب محصول دهات متنازع فيه آدمى عاليجاه ميرزا رضا على بگذارد احدى از طرفين مداخله نكند تا مرافعه به اتمام برسد . بعد از ثبوت حقيقت به صاحب حق برسد .
تحريرا فى شهر ذيحجة الحرام سنهء 1275
هامش
( 1 ) . يك كلمهء ناخوانا .