مرگ گرگ
شنيدم آنكه صيادى به يك دشت * به منزلگاه گرگان روبرو گشت
پدر مىبود و مادر با دو فرزند * كز آنها زندگانى بود خرسند
نخستين روبرو با گرگ نر شد * ز آدمخواريش اندر حذر شد
به قصد جان او تيرى بينداخت * كه از آن تير كار گرگ را ساخت
چو گرگ نر به روى خاك افتاد * نگاهى با غضب كرد او به صياد