احاديث و روايات و حكايات و اشعار از مشخصههاى اين كتاب است .
تقسيم مطالب كتاب بر اساس سلسلهء سلاطين است ، و در ذيل عنوان هر پادشاه اهم وقايع تاريخى دوران حكومت او به اختصار آمده است . در بخش خاتمه نيز ، مطالب كتاب از شيخ صفى الدين تا اسماعيل اول به نام هر يك از اجداد خاندان صفوى است .
اما ، از اسماعيل اول تا اسماعيل دوم ( 984 ه . ق . ) ، توضيحات بر اساس اتفاقات مهم نام گذارى شده ، و يا در ذيل هر سال وقايع مهم ذكر گرديده است . حوادث تاريخى بيشتر با ذكر سال آمده و كمتر روز و ماه هر واقعه بيان شده و گاه سال تركى نيز ذكر شده است .
در اينجا يادآورى چند نكته را ضرورى مىدانيم :
1 . مؤلف ، بعضى مطالب را دوبار نقل كرده ، و در عين حال در يكسان گفتن آن دقت لازم را نداشته است . به عنوان مثال ، شاهنامهاى كه شاه طهماسب اول در جزء هداياى خود براى امپراتور عثمانى - سلطان سليم - فرستاد ، مدت نگارش و تهيهء آن را كه از زمان اسماعيل اول آغاز شده بود ، در يك جا مىنويسد ؛ مدت سى سال به طول انجاميد ، و در جاى ديگر مدت آن را بيست سال ذكر مىكند . « 1 »
2 . بوداق منشى ، حوادث و وقايع سالهاى 921 - 929 ه . ق . را به ايجاز آورده ، و بسيارى از رويدادهاى مهم آن دهه را از قلم انداخته است .
3 . مؤلف ، اتفاقات مهم سالهاى ( 976 - 982 ه . ق . ) را تحرير ننموده ، و پس از توصيف چگونگى به قتل رسيدن معصوم بيك صفوى در سفر حج سال 976 ه . ق .
يك باره به رويدادهاى تاريخى سال 982 ه . ق . پرداخته است .
4 . بوداق منشى ، دربارهء بيمارى و مرگ طهماسب اول قصد داشته توضيحات خود را در دو نوبت بنگارد . نوبت اول را تحت عنوان « بيمارى اول نواب كامياب » شرح داده ، اما از نوبت دوم بيمارى شاه صفوى چيزى در تحرير خود نياورده ، و حتى به اشتباه مرگ شاه طهماسب را در سال 983 ه . ق . نوشته است . در حالى كه به استناد منابع عهد صفوى ، شاه طهماسب در پانزدهم صفر سال 984 ه . ق . درگذشت .
هامش
( 1 ) . ايضا ، صص 226 و 231 .