« الهى » را به صورت « اللهى » نوشته . هر چند « اللهى » غلط نيست اما منظور نويسنده « الهى » است . نيز « جرأت » ( جرأه ) را به صورت « جرئت » مىنويسد . بعلاوه در سراسر متن « گ » را به صورت « ك » و « چ » را به صورت « ج » و « پ » را به صورت « ب » آورده كه به صورت زير در اين استنساخ و تصحيح آورده شده است :
كرفت - گرفت (
b
7 ) بزركى - بزرگى (
b
7 ) . بكفتا - بگفتا (
b
8 ) ، جايكه - جايگه (
a
9 ) ، آكه - آگه (
b
10 ) ، لنكر - لنگر (
a
11 ) ، كهى - گهى (
a
11 ) ، كه - گه (
a
11 ) ، برك - برگ (
a
13 ) ، كرم - گرم (
b
12 ) ، بكويم - بگويم (
a
13 ) ، كفتى - گفتى (
a
13 ) ، كزاف - گزاف (
b
13 ) ، كرد - گرد (
b
13 ) ، كرفتار - گرفتار (
b
14 ) ، جاه - چاه (
b
15 ) ، بانك - بانگ (
a
16 ) ، تنك - تنگ (
b
16 ) ، جاشت - چاشت (
b
12 ) ، جكونه - چگونه (
b
23 ) ، كردون - گردون (
b
26 ) ، كرد - گرد (
a
27 ) ، انكريز - انگريز (
a
31 ) ، بيجم - پيچم (
a
24 ) ، كبيتان - كپيتان (
b
13 ) ، دكر - دگر (
a
3 ) ، كوى - گوى (
a
3 ) ، بكشتند - بگشتند (
a
6 ) ، همدكر - همدگر (
a
6 ) ، جنان - چنان (
b
6 ) ، كر - گر (
b
6 ) ، دكر - دگر (
a
3 ) ، كشاينده - گشاينده (
a
3 ) ، كلستان - گلستان (
b
3 ) ، كرمى - گرمى (
b
5 ) ، آكاه - آگاه (
b
5 ) ، كشت - گشت (
b
5 ) ، جنك - جنگ (
a
6 ) ، فرنك - فرنگ (
a
6 ) ، بكشتند - بگشتند (
a
6 ) ، بناكاه - بناگاه (
a
6 ) ، جون - چون (
b
6 ) ، جنان - چنان (
b
6 ) ، كر - گر (
b
6 ) ، دكر - دگر (
a
7 ) ، ديكر - ديگر (
a
7 ) ، تفك - تفنگ (
a
7 ) .
نسخهء « جروننامه » يا « داستان جرون »
منظومهء ناقص جروننامه يا داستان جرون سرودهء يكى از شاعران عصر صفوى است كه « قدرى » نام دارد . عنوان اين نسخه خطى به نام جروننامه ثبت و مشهور گشته و معلوم نيست اين نام اولين بار توسط چه كسى بر اين منظومه اطلاق شده است . قدرى سرايندهء اين منظومه تنها در يك مورد نام اثر خود را معرفى كرده و آن را داستان جرون مىخواند :