متحصن شده تا مدت چهار ماه احدى برو دست نيافت . و چون كار بر محصوران تنگ و قحط و غلا در شهر روى نمود پسر ابو سعيد در شب بيستم ماه رمضان سنهء ثمان و تسعين و سبعمائه با جمعى از ملازمان از راه نقبى كه به طرف ريگ فيروزى بود بيرون رفته در آنجا بدست [ 160 الف ] لشكريان اميرزاده پير محمد گرفتار شده به قتل رسيد .
و چون خبر عصيان و طغيان متمردان به مسامع مقربان بارگاه جاه و جلال حضرت صاحبقران رسيد رأى جهانآراى گيتىگشا اقتضاى آن فرمود كه در خطهء يزد به جهت حفظ خزانه و اموال ديوانى و محل حكومتگاه حكام قلعه ساخته گردد . بنابر آن به فرمان آن حضرت در سنهء ثمان و ثمانمائه بر جنوبى شهر كه در آنجا ديوانخانهء شاه يحيى بود باروئى عريض و طويل كشيده خندق عميق حفر نمودند و برجهاى عالى و سنگانداز ترتيب داده يك دروازه در اندرون شهر و يكى روبروى ميدان قلعه مفتوح ساختند . و الحق در اندك روزى چنان قلعه به اتمام رسانيدند كه ساكنانش در وقت جمع ذخيره دانه از سنبلهء فلك بتوانستند چيد و قاطنانش به هنگام احتياج گوشت حمل را در تاب آتش آفتاب كباب مىتوانستند كرد . و اميرزاده اسكندر بن ميرزا عمر شيخ در اندرون قلعه قصرى رفيع و حمامى نيكو بنا فرموده در نهايت تكلف به اتمام رسانيد .
و بعد از آنكه سرير سلطنت و فرمانفرمائى اكثر معمورهء جهان به وجود خاقان مظفر لوامعين السلطنة و الخلافة شاهرخ ميرزا خلف [ 160 ب ] صاحبقران مغفور امير تيمور آرايش يافت و به يمن نصفت و حسن معدلتش تمامى بلاد و امصار معمور و آبادان گشت زمام امر ايالت و حكومت خطهء يزد را در قبضهء اقتدار امير كبير اعظم اعدل امير جلال الدين چقماق شامى نهاد .
خلاصهاى از احوال امير مشار اليه آنكه در اوايل حال از جملهء امرا و سرداران شام بود و در محلى كه حضرت صاحبقران كمند همت بر تسخير عرصهء عالم انداخته متوجه روم گرديد و چنانچه در تواريخ مبسوطه مسطور است ملك فرخ فرمانفرماى روم در مقام جنگ و جدال آمده صف نبرد آراست ، امير جلال الدين
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 740
مساهمون: ايرج افشار
ص٧٤٠