الدين على جد زبدة الاكابر و الاهالى ميرزا عبد الرشيد منجم است و تاريخ بنا و اتمام آن در ضمن احوال خواجهء ستوده خصال بيان شده . و چون مسود اوراق اكثر اوقات از روى نياز به زيارت آن مزار فايض الانوار مبادرت مىنمود امرى غريب و حالى عجيب مشاهده كرده تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال چنان است كه در شهور سنهء تسع و سبعين و الف هجريه روزى به اتفاق سلالة الفضلايى مولانا محمد تقى خلف مقتداى فضلاء زمان و پيشواى اصحاب زهد و عرفان الموفق بتأييدات الملك المنان مولانا محمد مقيم به آن مكان شريف رفته در دهليز مزار سنگى بزرگ تخمينا به وزن پنجاه من ديد كه بر بالاى تختگاه گذاشته و اثر پنجهء دست راست و پنجه و ساعد « 1 » دست چپ بر آن نقش گرفته ، چون ملاحظه نموديم آن علامت به دستيارى كلنگ و تيشه نبود بلكه به قدرت كاملهء يزدانى و به زور و پنجهء مقربان درگاه بارى اين امر غريب روى نموده بود ، چندانكه از حال آن سنگ و آن امر عجيب استفسار شد مجاوران آن مكان و ساير متوطنان بلدهء يزد به اظهار آن راز زبان نگشودند و احدى كه قبل از آن آن سنگ را ديده باشد يافت نشد . [ 95 ب ] آخر الامر اين ضعيف جمعى را طلب داشته سنگ مزبور را در ديوار در مزار روى بر قبله نصب ساخت و درى بدانجا به كار گذاشت تا آن نشان در روزگاران باقى ماند .
* * * چون مجملى از حالات و كرامات و خوارق عادات اولياء خجسته صفات سمت تحرير يافت خامهء سخن گذار عنان بيان به صوب مقالهء رابع تاخت ، و منه الاعانة و التوفيق .
هامش
( 1 ) اصل : صاعد