تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
به « آقا » اشتهار داشت لهذا در مصرع تاريخ اشاره به آن نموده و موافق تاريخ ساخته .

[ 334 ب ] اوجى

از مشاهير سخنوران يزد است و اين رباعى از جملهء منظومات اوست ، رباعى :
زاهد ز مى ناب نخواهيم گذشت * زين گوهر ناياب نخواهيم گذشت هرچند كه اين آب گذشت از سر ما * ما از سر اين آب نخواهيم گذشت .
و ديگرى از شعراى آن خطه قبولى است كه به اين ناقبولى گفته ، شعر :
نام رقيب بر لب جانان من گذشت * واقف نشد كسى كه چه بر جان من گذشت .
و ديگرى شوخى است كه شوخانه گفته ، شعر :
در واقعه ديديم كه شد يار پريشان * گشتيم ازين واقعه بسيار پريشان .
و ديگرى عشرتى است كه در شاعرى به ساحرى مشهور بود و در صناعت سخن چون سامرى مذكور . اين دو بيت از جملهء منظومات اوست ، بيت :
دوستان در بوستان چون عزم مى خوردن كنيد * اول از ياران دورافتاده ياد من كنيد
منه
كجاست قابل داغ غمت دل همه‌كس * گليست آن‌كه نمىرويد از گل همه‌كس
و اين بيت را به او نيز نسبت مىدهند ، شعر :
كسى مقيد عشق بتان تواند بود * كه پيش تير ملامت نشان تواند بود .
و ديگرى از صاحب طبعان اين خطه محمد مؤمن است كه در اوايل ايام شباب
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 468 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى