از علوم ابو على و علامهء طوسى در ستر خفا محجوب بود در نظر بصيرتش جلوهء ظهور داشت و اسرار آن مخزون كه از معلم اول و ثانى مكتوب مانده بود قلم عنايت سبحانى بر صحيفهء ضميرش مىنگاشت ، شعر :
زبانش مظهر اسرار تحقيق * ضميرش مظهر انوار توفيق
جمال دين مزين ز اهتمامش * علوم شرع واضح از كلامش
ز توضيح بيانش گشته روشن * بر اهل علم هرمشكل ز هرفن
آن حضرت در علم تفسير و حديث بىنظير آفاق گشته و در ساير اقسام علوم دينيه و انواع فنون تعيينيه از مفسران و محدثان به استحقاق در گذشته و پيوسته به قلم هدايت ازلى نقش و ارشاد و نصيحت بر الواح [ 278 ب ] خواطر اعاظم اشراف و اكابر مىنگاشتند و بعد از فراغ از آن شغل بقيهء اوقات خجسته ساعات را مستغرق طاعات و عبادات ساخته به اذخار مثوبات اخروى مىپرداختند . در زمان سلطنت خاقان زمان و فرمانفرماى جهان شاه صفى صفوى بهادر خان به تكليف تمام و مبالغهء ما لا - كلام منصب عظيم الشأن شيخ الاسلامى دار العبادهء يزد به وجود فايض الجود آن حضرت زيب و زينت يافت و دين مبين حضرت رسالت پناهى رواج و شرع شريف احمدى رونق مجدد گرفت ، شعر :
شد از سعيش قوى اركان اسلام * ندارد جز شريعتپرورى كام
اگرچه راضى به آن شغل نبود اما رعايت جانب امر و فرمان پادشاهى نموده در فيصل قضاياى مسلمين و مسلمات توجه مىنمود و چون محالست كه سپهر غدار درين مرحلهء ناپايدار ارباب فضل و افضال را آسوده و برقرار گذارد در شهور سنهء خمسين و الف هجريه داعى
« وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ »
نداى
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ »