ثلث و ثمانين و الف كه آن عزيز روانهء كشمير بود مسوّد اوراق در شاه جهانآباد با او به صحبت يكديگر رسيده غمزداى خاطر هم گرديديم .
امير غياث الدين محمد
آنجناب در انواع فضايل و كمالات نصاب كامل حاصل نموده در سلك سادات رفيع مقدار و فضلاء كبار دار السعادهء ابرقوه انتظام داشت و در فن انشا و علم املا بىمثل زمان خود بود . در اوايل سلطنت و فرمانروايى اعليحضرت خاقان رضوان مكان عليين آشيان به منصب شيخ الاسلامى بلدهء يزد علم اقتدار افراشت و مدتى در آن امر اشتغال مىنمود تا وقتى كه سجل عملش به قلم عزل مزين گرديده به وطن مألوف و مسكن معهود شتافت و در آنجا كارسازى سفر خير اثر فنا نموده روانه گشت . از آنجناب يك پسر ماند ميرزا ابو الفضل نام كه بعضى اوقات در ابرقوه به امر شيخ الاسلامى و مدتى در محال باونات « 1 » به شغل تصدى و منصب وزارت اشتغال مىنمود .
[ 277 الف ] افضل الفقها نورا محمداء مفتى
در سلك افاضل علماى دار السلطنهء اصفهان انتظام داشت . در زمان سلطنت شاهنشاه قضا فرمان گيتىستان سمى عم رسول ملك منان ، نظم :
ابو الغازى آن شاه گيتىستان * كه دادست دوران به دستش عنان
جهاندار جم قدر گيتىپناه * كه خورشيد ملكست و ظلّ إله
به منصب جليل القدر شيخ الاسلامى خطهء يزد ممتاز گرديده بدان ملك شتافت و چند سال من حيث الاستقلال به لوازم آن مهم و فيصل قضاياى فرق عباد اشتغال داشت و در آن اوقات يك دينار و يك من بار از احدى طمع و توقع نكرده رايت نيكنامى برافراشت . و بعد از آنكه از آن امر دلگير گشت به دار السلطنهء اصفهان مراجعت كرده مدتها بىآنكه مقيد به منصبى باشد روزگار مىگذرانيد تا آنگاه
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است . ظاهرا مراد بوانات است . در نسخهء وزيرى بوانات آمده است .