تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و در ترك مستلذات دنيا درجهء عليا داشت . از مأكولات و مشروبات به سدرمق قناعت مىفرمود و اكثر ايام صايم مىبود و از غايت اشتهار منظور نظر توجهات پادشاه گيتىستان اعنى خاقان والاشان ، مصراع :
جهان‌دار دين‌دار عباس شاه
گرديد و در سنهء عشرين و الف هجرى كه صدراعظم قاضى خان به ايلچىگرى روم مأمور شده حسب الفرمان قضا جريان آن‌جناب به رفاقت مقرر گرديد و بعد از مراجعت [ 257 ب ] از آن سفر چند سال ديگر در كمال اعتبار و نهايت زهد و وقار در اصفهان به افاده مشغولى داشت . و بنابر آنكه از دايرهء فنا و فوات هيچ‌كس را خروج ممكن نيست و هركه قدم در عالم وجود نهاد هرآينه شربت اجلش بايد نوشيد و لباس هلاكتش مىبايد پوشيد ، او نيز چون ديگران نداى ارجعى شنيده راه عالم باقى پيمود .

[ 258 الف ] ملا عباس گيلانى

فضيلت پناه مشار اليه در ايام شباب و عنفوان جوانى از بلاد گيلان كه مولد مألوفش بود به دار العلم شيراز آمده به طلب علوم دينيه و تحصيل كمالات اشتغال نمود و در اندك روزگار بر مدارج دانش ترقى نمود ، اما به غايت تندخو و درشتگو بود و در حين درس و تعليم با طلبه كمال درشتى كردى ، مصراع :
بىمحابا ، پاك‌طينت ، تندخو ، آتش مزاج
و گاه بودى كه به حرب و ضرب مىرسانيدى . نوبتى بنابر مقدمه‌اى كه شرح آن لايق سياق نيست فيما بين آن فاضل شجاعت آثار و آصف عدالت شعار مناقشه و مجادله روى نمود و كار به حدى رسيد كه مولاناى مومى اليه را بودن در شيراز محال مينمود . ناكام ترك مجاورت آن ملك داده به دار العبادهء يزد آمد و در « مصلى كبوتر خان » « 1 » گوشهء خلوتى اختيار نموده از تكلفات خورش و پوشش به كشكينه و پشمينه قناعت نمود و پشت بر اسباب دنيا
هامش
( 1 ) - اصل : خوان
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 332 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى