شب جامه سيه كرد در آن ماتم و صبح * برزد نفسى سرد و گريبان بدريد
و ديگرى در وفات آن خواجهء پسنديدهصفات اين قطعه در سلك نظم كشيده ، قطعه : [ 120 ب ]
نظام عرصهء آفاق و صاحبديوان * محمد بن جوينى در يگانهء دهر
به سال ششصد و هشتاد و سه ز شعبان چار * به وقت عصر دوشنبه به رودخانه اهر
ز دست ظلم نه از روى اختيار به جبر * ز جام تيغ لبالب چشيد شربت قهر
و يكى از دوستان مجد الملك در آن واقعه به نظم آورده ، شعر :
چو مجد الملك از تقدير ايزد * شهادت يافت در صحراى نوشهر
به قصد صاحبديوان محمد * كه دستور ممالك بود در دهر
پس از دو سال و دو ماه و دو هفته * چشيد او هم ز دوران شربت فهر
تو در دنيا مشو بد را معامل * كه دارد در ترازو نوش با زهر
ذكر عمارت خواجهء سعيد خواجه شمس الدين محمد در دار العبادهء يزد
بر راى عالمآراى سالكان مسالك توفيق و ضمير منير عارفان معارف تحقيق پوشيده نخواهد بود كه در آن ايام كه صاحبديوان در مسند رفيع وزارت ديوان هلاكو خان و اباقا خان تكيه داده آن مقدار بقاع نفاع و عمارات فلك ارتفاع معمار