فردوس قرين يزد مراجعت نموده بر مسند جلالت تكيه زد . و به سبب علوّ همت و سموّ مرتبت و لطف گفتار و حسن كردار با صورت خوب و سيرت مرغوب همواره به وفور انعام و احسان تخم مهر و محبت در زمين دل طوايف انسانى مىكاشت و تا مدت هجده سال در كمال استقلال [ 84 ب ] امور ملك و مال را به سرانجام مقرون گردانيد .
بر ضماير مرآت نظاير ديدهوران دوربين و رازداران مكامن يقين « 1 » كه تحقيق - كنندگان احوال گذشتگاناند مخفى نماناد كه مالك الملك على الاطلاق آن سلالهء خاندان نبوى را از مال و منال دنيوى حظى وافر كرامت فرموده بركت تمام داده بود . چنانچه وفور املاك و رقبات و مستغلاتش « 2 » از حيطهء تعداد مستوفيان مركز خاك بيرون بود .
بعضى از آنها كه پرتو شعور حقير بر آن تافته و برخى را كه به نظر درآورده مجملى از توصيف هريك به قدر مقدور به دستيارى خامهء فصاحت بيان درين صحيفه تبيين مىگردد . بدان اى عزيز كه از جملهء منازل فردوس قرين آنجناب خانهاى است در « محلهء ميرچماق » به قرب « خلف خانعلى » كه بين الجمهور به « خانهء مينباشى » اشتهار يافته و آنچنان منزليست كه تا جام جهاننماى خورشيد بر گرد صراحى فيروزهفام فلك در دور است و سپهر بر گرد مركز زمين گردان مانند آن منزلى شايستهء سرور و بهجت [ 85 الف ] و عماراتى سزاوار عيش و عشرت نديده ، نظم :
براى فرش اين ايوان عالى * ز مهر و ماه زيبد سنگ قالى
ز دود مجمر او نكهت گل * بههم پيچيده همچون شاخ سنبل
قبولش را همين شاهد تمام است * كه دايم دلنشين خاص و عام است
طراوت را ازينجا كن تأمل * كه جوشد از دروديوار او گل
از آن شد بلبلش از ناله آزاد * كه گوش گل ندارد تاب فرياد
زند تبخال از شبنم لب گل * نزاكت را ازينجا كن تأمل
هامش
( 1 ) - اصل : مكامن و يقين
( 2 ) - اصل : مستقلاتش