تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
فرمايند و به منزل اين ضعيف تشريف آورند كمال مردمى خواهد بود . پاشا « 1 » بواسطهء رعايت ناموس حكومت اين سخن را متلقى بقبول نگشت و آن حضرت پاى همت در دامان استغناء پيچيده چند روز در اين گفتگو گذشت . آخر الامر مهم بر آن قرار يافت كه خدام ميرزا روزى به زيارت يكى از مزارات تشريف حضور ارزانى دارد و پاشا « 2 » نيز بدانجا رود . در روز موعود در مقام معهود در ميانهء ايشان ملاقات دست داده از هردو طرف لوازم تعظيم و تكريم بتقديم رسيد . حسين پاشا « 3 » دوحهء چمن نبوى را در آغوش مهربانى كشيده اصناف اشفاق و اعطاف ظاهر گردانيد . و در دوازدهم همان شهر نداى اين مقال به گوش آن حضرت رسيد ، مثنوى :
خيز كه شد پرده‌كش و پرده‌ساز * مطرب عشاق ز راه حجاز عزم تو بس مركب رهوار تو * كو نرساند به تو آزار تو گر رسدت خار مغيلان چه باك * [ 67 الف ] دامن گل هم بود از خار چاك رنجه مشو از ستم خار راه * كان گل مشكين شودت عذرخواه
و از بصره روانه شد و در عرض راه به زبان نياز مضمون اين ابيات بأدا ميرسانيد ، مثنوى :
اى همه‌كس را بدرت التجا * كعبهء دل را ز تو نور و صفا نام يمين بر حجر الاسودش * داغ يمين تو بود بر دمش اى كرمت واسطهء بود ما * خانهء تو كعبهء مقصود ما شد حرمت زينت باغ جهان * خانهء تو چشم و چراغ جهان كيست كه پروانهء اين خانه نيست * واله و سرگشته و ديوانه نيست خانهء تو ديدهء هرمعبد است * مردم ديده حجر الاسودست چشمهء زمزم كه ترا در حرم * هست ز سرچشمهء بحر كرم سوى تو باشد همگى سعى ما * غير تو ما را نبود مدعا
بعد از ورود بدان ارض مقدس و پس از مناسك حج اسلام ، نظم :
هامش
( 1 ) - اصل : پادشاه ( 2 ) - اصل : پادشاه ( 3 ) - اصل : پادشاه