امكان لوازم سعى و اهتمام مرعى داشتى . در رعايت جانب سادات عظام و علماى اسلام و فضلاى روزگار و شعراى بلاغتشعار هرگز تغافل و اهمال ننمودى و در انجاح ملتمسات اين زمرهء كريمه همواره همت گماشتى ، مصراع :
نيايد از بزرگان جز بزرگى
بصحبت درويشان و گوشهنشينان بسيار راغب و در دلجوئى اين طبقه بغايت مايل ، بيت :
نظر كردن بدرويشان بزرگى را بيفزايد * سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
در تعمير قصور دلگشاى و عمارات فرحافزاى بسيار سعى و اهتمام كردى و در طرح باغات و بساتين و نضارت اشجار و رياحين لوازم جد و اجتهاد بجاى آوردى .
در شهور سنهء خمس و ستين و الف موافق قوىئيل [ 65 ب ] بر طبق آيت هدايت نماى
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »
رغبت گزاردن « 1 » حج اسلام و ادراك شرف زيارت روضهء منورهء خير الانام عليه الصلاة و السلام در ضمير منيرش پيدا شد ، مصراع :
تمناى آن راه دشوار كرد
و بعد از اجازت از جانب خاقان صاحبقران ، مصراع :
خديو فلك رتبه عباس شاه
باتفاق فرزندان عالىشان و متعلقان از خطهء يزد روى بدان مقام فيض انجام آورد ، نظم :
كعبه بنا گشت كه روى نياز * سوى وى آرند كسان در نماز
سجدهگه آن باشد و مسجود حق * معبده آن باشد و معبود حق
هركه رسيده بوجود از عدم * در ره او ساخته از سر قدم
طعنه بر اكسير زند خاك او * گل خجل است از خس و خاشاك او
هامش
( 1 ) - اصل : گذاردن