جلد دوم در ذكر ظهور دولت و جهان گشائى نواب كامياب سپهر ركاب فريدون شان ، ظل ظليل حضرت يزدان ، باسط الامن و الامان ، ناشر العدل و الاحسان ، پادشاه تختنشين فتنهنشان ، مظهر آثار قدرت ملك منان ، مصرع :
« خسرو جمشيد رفعت پادشاه دادگر »
[
a
6 ] ابو البقا سلطان شاه اسمعيل الموسوى الصفوى بهادر خان تا زمان سلطنت اعليحضرت جمجاه خلافت پناه شهنشاه قدر قدرت قضا اقتدار مظهر كريمهء « و ربك يخلق ما يشاء و يختار » ، شعر :
آن جوان بخت و جهانبخش كه از هيبت او * باد در غنچه نيارد كه كند پردهدرى
پادشاهى كه بنور معدلتش سواد عرصهء ايران چون سواد حدقهء بينا روشنست و از فيض مرحمت و مكرمتش فضاى جهان چون صحن سرابستان ارم گلشن ، شعر :
شه معدلت گستر دين پناه * پدر بر پدر خسرو [ و ] پادشاه
فرازندهء پايهء سرورى * فروزندهء بزم نيك اخترى
بر آفاق گسترده ظل هماى * در آن سايه آسوده خلق خداى
جمجاهى كه اژدر چرخ اخضر از سهم خدنگ ماه پيكرش زبان زنهار برگشايد و شير گردون از تاب آتش سنان آبدارش در گرداب اضطراب و التهاب درآيد ، كامكار سپهر اقتدار منظور انظار حضرت آفريدگار ، شعر :
هست آستان حضرتش اقبال را پناه * مقبل كسى كه بوسه بر آن آستان دهد
شهسوار مضمار عدل و احسان ، اكمل جبابرهء زمين و زمان ، مهر سپهر سلطنت و جلالت و سرافرازى ، ابو المظفر سلطان شاه سليمان الموسوى الصفوى ، نظم :
خدايا تو اين شاه درويش دوست * [ b 6 ] كه آسايش خلق در ظل اوست
بدارش بر اورنگ شاهى و جاه * بچرخ برين تا بود مهر و ماه