ملتزم خدمت برادر گشت و كفيل نيابت كرمان شد و الحالة هذه ، تا سالى كه رايت اختيار محمد حسن خان در كرمان انتكاس يافت و برحسب احضار شاهى به دربار خلافت شتافت و رحل توقف افكند . پس محمد اسمعيل خان راجع به يزد [ شد ] و در مستقر سرير ايالت پدران مىزيست تا سالى كه غاصب اول حق حكومت دودمان محمد تقى خانيه يعنى ميرزا موسى وارد يزد گرديد ، در تصاريف شهور آن سال به جوار رحمت [ 261 پ ] ايزدى پيوست ، سقى اللّه ثراه و جعل الجنة مثواه .
واسطهء عقد پسران كامكار آن سركار ميرزا محمد على خان به حليهء رجاحت عقل و سجاجت خلق آراسته ، عنفوان شباب و هنگام ريعان عمر متوجه كرمانشاهان [ و ] متصدى خدمت ملازمت شاهزاده محمد على ميرزا شدند و مورد مزيد التفات خاطر و الا بودند .
بعد از آنكه شاهزاده به فوز لقاى حق فايز گرديد چندى در كربلاى معلى بادهء استفادت از ساغر [ افادا ] ت مجتهدين آن بلد نوشيده به كسب رموز علوم فقه و اصول كوشيده ، در عهد شاهزاده محمد ولى ميرزا به لباس اهل فضل وارد يزد [ شدند ] و نيز به تقديم شرايط تحصيل علوم مىپرداختند تا رايت [ ا ] قبال شاهزاده منكوس گشت . پس تغيير كسوت داده عمامه و ردا را به تيغ و خنجر تعويض فرمودند و شرف ملازمت خدمت عم مكرمت توأم نواب امير مؤيد دريافتند . مبادى دولتخانى [ از بابت ] بلوك مهريز شرايط حسن كفالت به تقديم مىرسانيدند .
و برادر اكبر ايشان ميرزا محمد در عهد شاهزاده محمد ولى ميرزا ملتزم خدمت وزارت اسمعيل ميرزا پسر شاهزاده بود ، و در اين خجسته
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 783
مساهمون: ايرج افشار
ص٧٨٣