[ احوال محمد اسمعيل خان ]
ذكر احوال ميمنت مآل دوحهء حديقهء عز و شان محمد اسمعيل خان ابن الخان السعيد محمد تقى خان برد اللّه مضجعهما درج خانيت را يازدهمين گوهر است و ولادت باسعادتش عقيب سركار محمد على خان اتفاق افتاده است . در عهد يگانه پدر بيهمال چندى كفالت نظم و نسق امور تفت در عهدهء خدمتگزارى « 1 » داشت و چندى رايت توقف به رسم گرو در دربار خلافت آقا محمد خانى مىافراشت .
نوبت نخستين كه . . . « 2 » شاهانه به فتح قلعهء شوشى تصميم يافت محمد اسمعيل خان ملتزم اردو بودند و چون به قلعهء مزبور نرسيده خبر توجه لطفعلى خان زند به اصفهان مسموع مسامع خديو زمان گرديد و كار تسخير آن قلعه را به انجام نرسانيده عطف عنان به جانب شيراز كردند محمد اسمعيل خان نيز به موجب فرمودهء شاهانه دست از ملازمت ركاب همايون برنداشت ، و چون لطفعلى خان را به موجبى كه در موضع خود ذكر شد به بيغولهها متوارى ساختند و وارد شيراز [ شدند ] و بعد از تنظيم مهام از آنجا به عزم اصفهان موكب شاهى وارد آباده از محال شيراز گرديد ، محمد حسن خان وافد محضر همايون [ شد ] و محمد اسمعيل خان رخصت انصراف به يزد حاصل ساخت و در سال آخر سلطنت آقا محمد خان به موجب استطاعت به همراهى احمد خان برادر خود روانهء مكهء معظمه [ شد ] و بعد از مراجعت يزد و انقضاء ايام حيات خان سعيد مغفور و تفويض اولياى دولت فتحعلى شاهى زمام حكومت كرمان را به قبضهء اختيار محمد حسن خان [ داد ] محمد اسمعيل خان با كوچ و بونه
هامش
( 1 ) - اصل : خدمتگذارى .
( 2 ) - به علت بريدگى كاغذ از بين رفته .