تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
و للّه درّه ثم للّه درّه ، و اگر به ديدهء انصاف نظر نمائى معتقد در زندگى اين فرخنده‌گوهر شاهوار كه از بحر خاطر به دستيارى غواص خيال به كنار افتادآئى ، و تالى اين گوهر دربها و ارزندگى خجسته گوهر ديگر است كه نيز از بحر انديشه به ساحل ورق مىافكنم كه عموم ارباب نهى در اين معنى مسلك موافقت سپرده‌اند كه به اصابت رأى رزين و فكر مشكل گشاى دوربين و جوهر ادراك و قوهء متصرفهء احدى از خداوندان رأى و رويت و ادراك و تصرف مسلك همسرى و تكافؤش را نتواند سپرد ، و گوهرى ديگر در گرانبهائى ثالث آن ، و اينكه نواب خان سعيد مغفور را مورد كمال عواطف خاص و به مزيد مكارم [ 260 ر ] و اشفاق پدرانه لواى عز اختصاص مىافراشت و پدر بزرگوار را مبانى اعتماد و وثوق به جوهر ادراك و اصابت رأى و رويت آن خجسته فرزند كامكار به اقصى غايت قرين استحكام بود . منطقهء كفالت را در عهد فيروز حيات پدر محيط بر تصدى مهم زراعات خانى مىداشتند . در عهد خان عليين آشيان علينقى خان احله اللّه [ الجنان ] به فوز لقاى حق فايز و بدرود سراى ناپايدار فرموده به دار ابرار و مسكن اخيار ارتحال فرمود . و پيكر معا . . . « 1 » روان گذاشت ، سقى اللّه تربته الزكى به حق النبى و الوصى . از آن دوحهء حشمت دو ثمر يادگار ماند ، يعنى ماوراى دختران . دو پسر كه فلك بزرگى را نيرين اعظم و اصغر بودندى از صلب شريفش به عرصهء وجود گرائيدندى : مهين را نام ميرزا محمد على . در شرح مآثر خرد و فرزانگى آن خردمند فرزانه عقلا را همين بس كه به نقد ارادت و اخلاص عقيدت
هامش
( 1 ) - به علت بريدگى لب كاغذ محو شده .