[ احوال محمد ابراهيم خان ]
ذكر احوال ميمون نير گردون خانيت محمد ابراهيم خان بن الخان المغفور محمد تقى خان اسكنهما اللّه الجنان خامه اگر در مساق نگارش احوال ميمون اين گرامى گوهر صلب شامخ . . . « 1 » دايرهء خانيت پاى تثبت [ 259 پ ] و قرار بر ساهرهء صفحه استوار نمايد و سوداى طيش از سر به در سازد بهجاست ، و الا به تتالى و تتابع سرزنشهاى بىحد از دوست و دشمن مورد غايت ايذاست .
چه خدمت نگارش احوال مهين برادر نامآور بطنى و صلبى نواب امير مؤيد به عهدهء خدمتگزارى « 2 » اوست و انجام اين مهم بزرگ به سبيل استعجال و شتابزدگى . . . « 1 » مواليان حضرت خانيت نه نكوست .
علاوه بر آنكه شاهد ذات بدايع صفات را نه به اندازهاى به دستيارى ماشطهء فيض ازل به ملكات ملكى آراسته كه وصف زيبائى آن جز به زبان عجز و قصور در تصور آيد ، و اين مقدمه نيز داعى مزيد اهتمام قلم است در انجام خدمت مدحت و منقبت آن دولتيار ، و موجب التزام . . . « 1 » طيش و خفت كه امورات با وجود آنها برحسب خاطرخواه صورت حصول نتواند بست .
بالجمله ديرى در بحر خيال خوض پيوستم كه آن بزرگوار را گوهر مدحتى شايسته و منقبتى به زيور قابليت آراسته به چنگ آورم .
درهاى پربهاتر از اين به چنگ خاطر نيفتاد كه نهال وجود مكرمت امود نواب امير مؤيد ضاعف اللّه تأييداته كه مثمر اين همه ثمرات خيرى است كه از وصف و بيان بر صفت روشنائى مهر فروزان استغنائى تمام دارد به زلال تربيت آن چمنآراى حديقهء اقبال پرورش يافته است ،
هامش
( 1 ) - به علت پارگى محو شده است .
( 2 ) - اصل : خدمتگذارى .