اعلان شرذمهاى از مدارج التفات خاطر همايون پادشاهى دربارهء نواب امير مؤيد خلد اللّه حشمته
چون شاهزاده محمد ولى ميرزا در تصاريف ايام فرمانروايى يزد رحمتنامهء قديم يعنى كلام اللّه واجب التعظيمى به خط ملك ملوك صناعت خطاطى ميرزا احمد نيريزى ادر اللّه تعالى على روحه شأبيب المغفرة كه در حقيقت به حسب قدر و مرتبت صورى از كرايم معنوى گذشته ، گوهرى شبافروز مىنمود و بهاى آن در گرانبها را علم احدى ماوراى علام الغيوب احاطتى نداشت و به دست غايت ثوابانديشى نواب خان سعيد مغفور محمد تقى خان به داغ وقفيت موسوم فرموده بودند از تصرف وقف به حيل شرعيه انتزاع و به خاصهء خود متصرف گشته رقم ملكيت پا به مهر بر ظهر آن كشيده بود و نواب امير مؤيد زاده اللّه شوكتا و حشمتا بعد از حملان مخلفات سركار اشرف و الا به دار الخلافهء طهران به توسط مقرب الخاقان [ 227 ب ] آقا محمد اسمعيل پيشخدمتباشى سركار اقدس همايون آن را نيز در ضمن كتب ملكيهء شاهزاده به محضر همايون روانه داشته بودند ، در خلال ايامى كه جناب مجتهد الزمان حاجى رجبعلى متوقف دار الخلافه بودند سركار اقدس همايون به اظهار دقايق مرحمت و التفات روزافزون آن همايوننامهء رحمت ختامه را مصحوب آن جناب به جهت نواب امير مؤيد روانه فرموده از منشآت عم عنايت توأمم مقرب الخاقان ميرزا محمد منشى ديوان اعلى اين فرمان مطاع عز اصدار يافته . چون حاكى از كمال مرحمت خاطر رأفت مقرون شهريارى نسبت به آن باسط بساط كامكارى بود ايرادش در اين مساق لازم نمود .