تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
كثير و جمعى غفير كه ساحت ولايت از گنجايش اعداد آنها آثار تضايق آشكار مىسازد وحشت‌پذير [ شد ] و جناب مكارم انتساب عالى حاجى ميرزا سيد مهدى و حاجى ميرزا ابراهيم و چند نفر ديگر از عظماى بلد را تا ظفرغند من محال اردستان مستقبل ركاب نصرت انتساب ساخته به وساطت معزى اليهم مستدعى گشتند كه شاهزاده با جمعيت متوجه اين سامان نگردند . و از فضلاى اصفهان مجتهد الزمانى سيد محمد باقر رشتى كه اطراف علوم فقه و اصول را مستطرف و امرش مطاع زمرهء ناس از اقاصى و ادانى مىباشد و صاحب مرتبت سلطنت علماى اعلام حاجى ميرزا محمد حسن سلمه اللّه تعالى ، آخوند ملا عبد الرزاق سبزوارى خراسانى را از اولاد مولانا ملا محمد باقر سبزوارى كه به زيور كمال فطانت و آگاهى آراسته بود و محل اعتماد هريك مىنمود خدمت شاهزاده رسول نموده متمنى قبول تمناى اهالى يزد گشتند . معزى اليه [ 219 ر ] وقتى راه ادراك فيض حضور اشرف پيمود كه ساحت نائين مضرب سرادقات اجلال مىنمود و به جز راه يزد راهى كه سپاه را از آن به كرمان توان گشايند نبود . شاهزاده بعد از استماع مضمون رسالت با آخوند ملا عبد الرزاق قرار امر را به اين دستور مىدهند كه يك شب بيشتر در يزد توقف روا ندارند و از آنجا مسلك توجه به كرمان سپارند . پس معزى اليه را ملتزم مرافقت حاجى ميرزا سيد مهدى و حاجى ميرزا ابراهيم و ساير كه مستقبل ركاب و الا شده بودند به جهت