هم از اوست بر پا بناهاى خير * هم از اوست معدوم رسم جفا
به فرمان فرماندهء ملك يزد * كه يزدست ازو رشك خلد از صفا
محمد ولى ميرزا آنكه ز اوست * ز خيرات هرجا بنائى به پا
چو شد اين بناى مبارك تمام * به تاريخ بردم به عقل التجا
پس از آنكه آمد ميان پاى عقل * شد اين فرد تاريخ بىماجرا
محمد ولى ميرزا پور شه * بود بانى اين همايون بنا
1240
* * *
[ ديگر آثار خير شاهزاده در يزد ]
و از جمله بناهاى خير آن حضرت طرح اساس رباطى است در قريهء ميبد من اعمال دار العبادهء يزد كه به صولجان غايت استحسان گوى پيشى در مضمار جهان از عموم اربطهء بلدان ربوده ، در سوالف زمان قوافل حط رحال خود را در اصل قريه مىنمودند و مسلك مشقت و تعب مى پيمودند ، آن حضرت طلبا لمرضات اللّه و تحصيلا لدعاء دوام دولة الخاقانية متشمر كار بناى آن رباط گرديده [ 207 پ ] حاجى ميرزا محمد خان قزوينى را كه در آن اوان به حكم اشرف كفيل مهم نيابت بلوك ميبد بود كافل امر اتمام رباط نيز فرمودند و او سهل و حزن معابر و مسالك