[ وقفنامهء مدرسهء شاهزاده ( انشاى محمد جعفر طرب ) ]
صورت وقفنامهء مدرسهء جديد البناى سركار اشرف و الا مبنيه در اندرون حصار يزد از منشآت مؤلف جناب قدس به حق واقف السرائر مطلق را ستايش رواست كه هستى بيزوال را وقف مؤبد و حبس مخلد ذات اقدس خويش خواست و در مدرسهء امكان طالبان قبول فيض را كه معبر از آن مواد قابلهء ممكنات و اعيان ثابتهء ماهيات است از جواهر مجرده و نفوس مفارقه و مسموكات فلكيه و طبايع عنصريه و ذوات ارواح نباتيّه و حيوانيه و انسانيه هريك را بحسب استعداد و قابليت در غرفات عاليهء افاضهء وجود و حجرات سافلهء اشراق انوار هستى و بود ممكن ساخته رايت تقديم و تأخرشان بر يكديگر افراخت و چون وصول به اعلى مدارج كمال و بلوغ به اقصى معارج اكمال كه موقوف عليه آن مزيد استعداد و غايت قابليت است به انضمام سلوك مراحل جهد و مشقت در طريقهء بندگى و اطاعت جزء اخير علة تامهء تدريس بود ، لاجرم آن را كه به صفات مذكوره متصف مىنمود به منصب جليل مدرسيّت آن مدرسه منصوب فرمود ، و هو معلم علوم « علمه شديد القوى » و مدرس دروس
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
و صاحب وحى
« إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » ،
شمع فروزان شبستان ايقان كه گمگشتگان وادى ضلالت را به فروغ انوار هدايت به سر منزل نجات دليل و مؤذن بديع الاذان
« رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ »
كه خادم آستان جلالش جبرئيل است ،