مىدهند از خاصهء خود دهند نه آنكه در ميان رعيت توجيه نمايند .
دستور العمل شانزدهم آنكه دادوستدى كه نايب با كدخدا و كدخدا با مباشر و يا مباشر با رعيت [ دارد ] بدون قبض نباشد و هركه به نقص « 1 » وجهى دهد از كيسهء او سوخته خواهد بود .
دستور العمل هفدهم آنكه هرگاه سركار اشرف و الا يا نوكرانى كه مأمور به جائى باشند از راه بلوكات عبور نمايند اخراجات با نايبان نباشد .
دستور العمل هجدهم آنكه هرگاه اربابان موضوعه در بلوكات ابواب جمعى نايبان متوجهى ديوانى داشته باشد چه از بابت آب ميان و چه از بابت شر ؟ ؟ ؟ ى قلم و قدم از مطالبهء آن كشيده و كوتاه دارند و بازيافت آن را در عهدهء صاحب جمع وجوه اربابان موضوعه واگذارند .
دستور العمل نوزدهم آنكه هرگاه مياه قنوات خالصه به كلى بخوشد و بند آيد اخراجات اجراى آن با سركار اشرف و الا خواهد بود و هرگاه كسر و نقصانى در آن به هم رسد و محتاج لاروبى باشد اخراجات تنقيه با نايبان است .
دستور العمل بيستم آنكه ملاهى و معاصى خاصة شرب خمر و سرقت در بلوكات واقع نگردد .
دستور العمل بيست و يكم آنكه اختيار عزل و نصب كدخدايان و پاكاران و دهچهداران و طاقهداران « 2 » بلوكات با نايبان است و بعون اين اختيار چنانچه هريك حيف و ميلى در مال ديوان نمايند نايبان خود از عهده برآيند نه آنكه برعيت رجوعى داشته باشند .
هامش
( 1 ) - كذا و صحيح : بىقبض
( 2 ) - كذا و در محاوره طاقداران