تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
نگرديده ، بلكه هنوز مدار نزول زوار بر آنست و به طلب مغفرت زايرين روح كثير الفتوح آن هماى اوج سعادت مشمول اصناف غفران . و از جمله آثار نيك‌بختى آن يكه‌تاز مضمار سعادت بناى مصنعه‌اى است كه به باغ مزبور و خان مذكور [ 122 ب ] به دستورى كه جوارح و اعضاى شخص انسانى را با يكدگر سمت مجاورت و علامت ملاصقت است مجاور و ملاصق است و از غايت ژرفى و نهايت مالامالى از زلال بر عمق انديشهء عقلا و ديدهء عاشقان ممتحن مبتلا ، به اقصى الغايه فايق و در صفت وقفيت بر زايرين ثامن پيشوايان دين با كاروانسراى مزبور مساهم و مرافق . و از جمله مبانى جنات همال آن امير دوست‌نواز عدومال باغى است مسمى به گلشن مشروب از آب دولت‌آباد خارج حصار شهر واقع . و محله‌اى كه موقع آن نزهت بناست نيز به محلهء گلشن نسبت دارد و عمارات مباركات آن باغ هريك در حليهء رهان بلندى حائز قدح معلى و روان سنمّار را از بناى خورنق و سدير غيرت‌افزا . درياچه‌اش كه از صفاى زلال به جويبار صحن فلك كه هر بامداد از آب صافى تباشير مالامال مىشود انگشت اعتراض دراز مىنمايد . از احجار مرمر كه از غايت سفيدى و صفا نمودار اندام دلبرست سمت ابتنا پذيرفته . صحن آن بر صفت ساحت بوستان آسمان كه در هر شب مشحون به صنوف رياحين زاهرهء روشنان است از اصناف گلها مالامال و خاطر تماشائيان آن فرخ بوستان مانند درون بهشتيان ايمن از عارضهء كلال و لاحقهء