مىگويند عهدى كه آن نزهتسرا به دستيارى بستان پيراى مراقبت اولياى حضرت خانيت در خرمى افسانهء نضارت گلزار آسمان را بر طاقچهء نسيان افكنده مىداشته كنار امهات اشجارش از وجود ثمرة الفؤاد فواكه رنگارنگ نمودار كنار آسمان از وجود روشنان مى بوده از جنس اشجارى كه جامهء مدحت اثمارش به تاروپود فكرت و رويّت نسّاج طبع سحرآفرين طلعت اصفهانى از اين قرار درهم بافته آمده .
رباعى
طلعت بر زر به ملكت چين ارزد * بر صد عمل زاهد خودبين ارزد
ارزد به زر ار ترش شود ور شيرين * چون تلخ شود به جان شيرين ارزد
يعنى درخت تاك بر صفت معلومات بارى يعنى از كسوت قبول تناهى عارى در ساحت آن نزهتسرا برپا گشته و بر آن قياس درختانى كه دانههاى بار آنها مبانى تشبّه لعل دلدار و ياقوت احمر آبدار را محكم قواعد و اساسند يعنى انار .
و از جمله بناهاى خيريت انتماى آن قافله سالار قوافل مجد و تمكين كاروانسرائى است كه به دستيارى معمار همت آسمانرسا متصل به آن نزهتسرا بنا فرموده و محطّ رحال كاروانان خراسان و هرات نموده و بر زايرين ثامن پيشوايان دين شرايط وقف ابدى و حبس سرمدى به تقديم رسانيده و تا اين خجسته عهد فيروزى قرين شاهد بناى آن حليهء آبادى را از خود دور نساخته و از جانب معمورى يكسو و مهجور