بعد از اتمام كار عليشاه امير اصلان خان با جمعيت خود رخصت انصراف به آذربايجان حاصل ساخته ابراهيم خان روانهء همدان گرديد و به اشتهار ارتفاع كوكب اقتدار امير اصلان خان در آذربايجان از همدان قاصد اطفاى چراغ شوكت او آمده در حوالى مراغه با او قانون رزمساز و نسيم فيروزى بر پرچم رايت ابراهيم خانى اهتزاز نموده بر خصم غالب آمده او را به قهستان قراچه داغ توسنانگيز فرار ساخت .
كاظم خان قراچه داغى به اظهار حسن خدمت او را دستگير و به خدمت ابراهيم خان آورده با برادرش سارو خان شربت شهادت چشيدند .
بنابر تنسيق اين مقدمات رونقى تمام در كار اقتدار و احتشام ابراهيم خان حاصل آمده عدت جمعيت خود را به يك صد و بيست هزار نفر رسانيد و انوار چراغ دولت را ظلمتزداى شبستان آمال خود داشت ، تا آنكه عما قريب به صرصر اقبال شاهرخشاهى فرونشست .
تبيين اين مقال آنكه ابراهيم خان بعد از آنكه ساحت خاطر را از شواغل و وساوس قلعوقمع مادهء طغيان و استيلاى عليشاهى و امير اصلان خانى پرداخت و آنها را منزوى زاويهء خمول و روانهء ديار عدم ساخت گرد فرازونشيب احتيال و تدبير برآمد تا چگونه خزاين خراسان را به عراق حمل نمايد و بدينواسطه دلهاى خراسانيان به جانب ميل او گرايد .
خلاصهء احتيال و نقاؤهء تدبير را اين دانست كه مكتوبى در صحبت حسين بيك برادر خود كه به منصب صاحب اختيارى خراسان پايهافراز اعتبار گرديده بود [ 2 پ ] به حضرت شاهرخشاهى بفرستد معلم از اينكه
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 6
مساهمون: ايرج افشار
ص٦