ديگرباره طبيعت زنده شود و استيناف از سر گيرد ؛ و اعداد سالها و روزها و كلپها ، و ادوار مذكور كه به سياقت هندسه حساب كردهاند ، بدين موجب است .
مدّت يك شبان روز هشت هزار هزار و سيصد و چهل هزار سال [ باشد ] مدّت يك سال برهمنى « 1 » سه هزار هزار هزار و صد و يازده هزار هزار هزار و چهارصد هزار هزار سال باشد .
مدّت صد سال برهمنى كه عمر طبيعت است كه به برهما ملقّب است سيصد و يازده هزار هزار هزار هزار و چهل هزار هزار هزار [ سال ] باشد ؛ و روز نفس پيش ايشان [ چهارصد و سى و دو هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار سال باشد و شب نفس ]
همين قدر است كه رقم آن به طريق هندى نهاده شد .
و آن چهارصد و سى و دو هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار سال باشد ؛ و شب نفس همين قدر باشد . و غايت تاريخ نفس از كتاب ابو ريحان محقّق و معلوم نيست ، و تحقيق آن همانا از قانون مسعودى يا از باتنجل « 2 » كرده شود ، و اين روز صد هزار هزار هزار هزار هزار چندان است كه روز كلپ « 3 » ؛ و روز كلپ را به هزار قسمت كردهاند و هر قسمى را دور مىخوانند ، مقدار هر دورى چهار هزار [ هزار ] و سيصد و بيست هزار سال باشد ؛ و باز اين زمان دور را به چهار بخش كردهاند :
هامش
( 1 ) .Brahm( 2 ) .Batang ? al( 3 ) .Kalpa