برج حمل ؛ و در اين مدّت كواكب ثابته دوازده هزار دور متعاقب و متوالى كرده باشد هردورى مدّت سيصد و شست هزار سال .
و به موجب تقرير كمالشرى [ بخشى ] « 1 » در يك روز مذكور كه لقب آن كلپ « 2 » است مراد بدين زمان مذكور چهار دور است ؛ و چون آن يك كلپ كه دورى برهماى « 3 » طبيعى نام نهادهاند بگذرد ، همان مقدار زمان طبيعت بياسايد از خستگى ، و خود مانند [ شب ] كه مردم و حيوان در آن مىآسايند و تركّب و ترتّب باز از كون و فساد برافتد ، ليكن حقيقت طبيعت برقرار باشد مانند خفتهاى كه اسم مرده بر او
[ 329 r ]
اطلاق نتوان كردن ، بعد از آن چون آن يك شب برهمنى كه يك كلپ است بگذرد و ابتداى صبح روزى ديگر شود ، باز طبيعت بيدار و هشيار گردد ، و به قرار بازار كون و فساد رواج پذيرد .
و همچنين تا هر چهار دور بگذرد ، و دور نخستين به همان موجب با ديد آيد ، و عمر و قد و بالا برهمان موجب ظهور يابد ؛ و عدد صد سال كه عمر طبيعت است چنان وضع كردهاند كه يك روز برهمنى يك كلپ است و خواب طبيعت نيم كلپ .
اكنون به تقرير حكيم ابو ريحان كه عمر طبيعت صد سال است و هر سال سيصد و شصت روز ، و هر [ شبانهروزى از آن يك ] روز كلپى است و يك شب [ كلپى ] ، پس تمامت آن سى و شش هزار روز باشد و سى و شش هزار شب ؛ و چون تعدّد هرروز كلپى است ، سى و شش هزار روز كلپى باشد و سى و شش هزار شب كلپى ، و چون هر كلپى چهار هزار هزار و سيصد و بيست هزار سال باشد ، و شب نيز همان مقدار ، و چون به ادوار چهارگانه حساب كنيم سى و شش هزار نوبت دور چهارگانه بگذرد ، و مقدار دور چهارگانهء طبيعت در آسايش باشد ، آنگاه طبيعت در خواب شود و ناچيز گردد ، بعد از آن از قبيل نفوس مقدّسه كه هرگز نميرد و ناچيز نشود باشند ؛ بعد از آن مدّتهاى مديد
هامش
( 1 ) .Kamala - sri ? Bahsi( 2 ) .kalpa( 3 ) .Brahm