بود مرتفع گشت و هر دو تاريخ متّحد شد ؛ و اين معنى از آنجا معلوم شده كه در زمان بطلميوس پادشاه كه به مدّت دويست و سى و شش سال بر مولد عيسى « 1 » عليه السّلام مقدّم بود ، وزير او به فرمان وى كتب انواع علوم جمع كرد .
بعد از او بطلميوس از او پرسيد كه هيچ كتابى ماند كه در خزانهء ما نيست .
وزير گفت : كتب وحى بنى اسرائيل مانده . فرمود تا حاصل كنند . وزير احبار بنى اسرائيل از هر سبطى شش نفر ، هفتاد و دو كس را جمع كرد ، و هر دو نفر را در موضعى جدايگانه بنشاند تا توريت را كه حفظ داشتند ، املا كردند . سى و شش نسخه حاصل شد ، و چون مقابله كردند ، تمامت موافق و مطابق همديگر آمد ، چنان كه هيچ اختلافى در لفظ و معنى نبود .
بطلميوس بر آن اعتماد كرد و در خزانه نهاد ؛ و طوايف نصارى بر صحّت آن اعتماد دارند ؛ و توريت ديگر كه در دست بنى اسرائيل است آن را بسيطه « 2 » مىگويند ؛ و يهوديان بر آن بسيطه اعتماد مىكنند ؛ و ميان اين دو نسخه از آدم « 3 » تا ابراهيم « 4 » عليهما السّلام در مدّت به يك هزار و سيصد و هفتاد و پنج سال اختلاف است ؛ و از عهد ابراهيم عليه السّلام باز در كميّت مقدار تواريخ هيچ اختلاف نيست .
هامش
( 1 ) .`isa( 2 ) .Basitah( 3 ) .Adam( 4 ) .Ibrahim