درخت انجير مىپوشانيدند . حق تعالى ايشان را از بهشت براند ، و گروهى زبانيهء دوزخ را با شمشيرها از آتش افروخته بر در بهشت بنشاند تا دخول آدم ع « 1 » و حوّا « 2 » را مانع شوند .
از آن وقت باز دگر [ در ] بهشت باز نشد تا آنگاه كه عيسى « 3 » عليه السّلام از دار فنا به دار بقا شد . حق تعالى فرمود كه وقتى آدم را بيامرزم كه از كسب دست خود خورد . آدم بعد از خروج از بهشت چون سى سال از عمر او گذشته بود ، با حوّا مباشرت كرد . از او پسرى قابيل « 4 » نام و دخترى اقليما « 5 » نام توأم در وجود آمدند .
و بعد از آن به سى سال ديگر [ بار ] مباشرت كرد ، پسرى هابيل « 6 » نام و دخترى لبودا « 7 » نام به يك شكم در وجود آمدند . پس از هفتاد سال ديگر ، دخترى كه توأم اين برادر بود به آن برادر داد . قابيل طالب توأم خود شد ؛ و به جهت آنكه به قربان تقرّب مىجست از ثمار زمين ، به سبب آنكه فلّاح بود ، قربان او قبول نيامد . خشم گرفت و برادر خود هابيل را بكشت ؛ و اساس قتل و ظلم و عدوان او نهاد ؛ و شهرى ساخت به نام پسر خود اخنوخ « 8 » نام .
و آدم به سبب قتل هابيل صد سال مىگريست . بعد از آن با حوّا صحبت كرد . پسرى در وجود آمد او را ، شيث « 9 » نام نهاد ؛ و آن روز از عمر آدم گذشته بود به قول نصارى دويست و سى سال ؛ و به راى يهود صد و سى سال ؛ و به قول هر دو طايفه آدم عليه السّلام نهصد و سى سال بزيست ، آنگاه از دار البوار به دار القرار رحلت كرد و با مقام اصلى خود به بهشت رفت و فرزندان را در دست حوادث عالم كون و فساد بگذاشت ؛ و نسب فرزندان او تا به نوح « 10 » عليه السّلام بدين ترتيب است :
هامش
( 1 ) .Adam( 2 ) .Hawa( 3 ) .Isa ( gesus )( 4 ) .Kabil ( Abel )( 5 ) .Iklima( 6 ) .Habil( 7 ) .Labuda ( Lebuda )( 8 ) .Uhnuh( 9 ) .Sit( 10 ) .Nuh