تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار 28

مساهمون:

صپيشگفتار ٢٨
بايد اين نظر را لااقل تا حدّى كه مربوط به باب سوم است كمى اصلاح كرد . در اروپاى عيسوى قرن سيزدهم ميلادى دو فرقهء بزرگ موسوم به گلفها و ژيبلن‌ها وجود داشتند كه يكى طرفدار پاپان و ديگرى طرفدار قيصران بودند . « 1 » و در زمان مغول اين اختلاف و دو دستگى در سياست خارجى اروپا چنين نمايان بود كه پاپان و طرفدارانشان با دربار تبريز همكارى داشتند « 2 » ، در حالى كه قيصران متّحدين خود را از بين سلاطين مملوك مصر انتخاب مىكردند ، و بنابراين بديهى است كه همكار يا همكاران رشيد الدّين را در تأليف تاريخ فرنگ بايد در بين طرفداران پاپ جستجو كرد ، و اين خود از لحن كتاب رشيد الدّين كه متمايل به پاپان است ثابت مىگردد ، و فقط اين مسئله باقى مىماند كه آيا اين شخص طرفدار پاپ كه با رشيد الدّين همكارى داشته ، از طبقهء روحانيون بوده است يا غير روحانيون . به نظر من باب مورد بحث از كتاب رشيد الدّين چه از نظر سبك نگارش و چه از نظر محتويات آن بايد از شخصى غير روحانى ولى طرفدار پاپ باشد
هامش
( 1 ) .GuelfesوGibelinsگلفها كه به آلمانىWelfenناميده مىشوند ، در قرون وسطى از قرن 12 تا 15 بخصوص در ايتاليا ، طرفداران پاپان و آزادى و خود مختارى بلاد ايتاليا را مىناميدند ، در حالى كه ژيبلن‌ها ( اين كلمه شايد از كلمهء آلمانىWaiblingenكه نام يكى از بلاد آلمان در ايالت ورتمبرگ است و در قرن يازدهم مركز تيول و املاك خاندان قيصران اشتاوفن بوده آمده باشد ) ، هوادار قياصرهء خاندان اشتاوفنStaufenبودند ، و منازعات خونين بين آنان قرنها ادامه داشت ، تا بالاخره با مداخلهء فرانسه و لشكركشى اين دولت به سال 1494 به ايتاليا خاتمه يافت . ( مترجم ) . ( 2 ) . دربارهء نظر ايلخانان نسبت به ديانت مسيح و روابط آنان با مغرب زمين بخصوص با دربار نگاه كنيد به پليوP . Pelliotمقالهء مغولها و دولت پاپLes Mongols et la Papauteدر مجلهء شرق عيسوىL'orient Chretienسرى سوم ، ج 23 ( 23 / 1922 ) و ج 24 ( 1924 ) و ج 28 ( 32 / 1931 ) و سورانزوG . Soranzo- دولت پاپ و اروپاى عيسوى و تاتارهاIL Papato , L'Europa Cristiana e i Tatari، ميلان ، 1930 ، مخصوصا ص 207 و مابعد - واشپولر .B Spulerمغولها در ايرانDie Mongolen in iranچاپ ليپزيك ، ص 205 و مابعد ؛ مخصوصا ص 244 و مابعد ، و منابعى كه در اين كتاب ذكر شده .