[ ذكر ] عزيمت كردن اغوز « 1 » با تمامت لشكر به دمشق « 2 »
چون اغوز نسق ممالك روم « 3 » و فرنگ و انطاكيه « 4 » به اتمام رسانيد ، بر عزيمت دمشق ، از آنجا روانه شد و به دمشق آمد ، و دمشقيان با او در خاطر عزيمت جنگ داشتند . او اصلا بدان التفات ننمود و در پيرامون دمشق فرو آمد ، و سه روز آنجا مقام كرد و به جنگ نرفت . پسران با او گفتند كه موجب توقّف در جنگ چيست . به ايشان جواب داد كه بر شما پوشيده است كه آدم در اين مقام خفته است ، و من از اين جهت در حيرت ماندهام ، و در جنگ مسارعت نمىنمايم . و ايلچى نمىخواهم كه بفرستم تا ببينم كه كار به كجا انجامد . و ايشان چه خواهند كردن .
چون سه روز برآمد و اغوز كس پيش نفرستاد و به جنگ ايشان التفات ننمود ، اهل دمشق ايلچى پيش اغوز فرستادند ، و ده خروار كمان با ايلچى روانه كردند . چون پيش اغوز آمدند و سخن خود گفتند ، اغوز گفت كه موجب توقّف شما و بزرگان شما تا غايت از چه بوده است ، در خاطر چه داريد كه از
هامش
( 1 ) .Oguz( 2 ) .Dimisk( 3 ) .Rum( 4 ) .Antakiya