يابيد ؛ و براى اقامت تركستان « 1 » به شما دهم . انكار نمودند . اغوز « 2 » ايشان را تا قراقروم « 3 » براند . از روى اضطرار و افتقار در آن بوادى و بيابانها بر كنار آب توغلا « 4 » رحلت كردند و عصاى اقامت انداختند ؛ و موضع يايلاق و قشلاق ساختند ، و چون از درويشى و بىنوايى و عجز و انكسار هميشه حزين و غمين مىبودند ، اغوز ايشان را مووال « 5 » خواند ، يعنى هميشه غمگين باشيد و سادهدل و بيچاره ، و پوست سگ بپوشيد و گوشت نخچير بخوريد ، و ديگر به ولايت تركستان درمياييد .
از اين سبب زعم تراكمه آن است كه مغولان از نسل اور خان « 6 » و گور خان « 7 » و كور خاناند « 8 » كه جانب شرق داشتهاند امّا كيفيّت انساب ايشان بحقيقت معلوم نيست ، و [ حال ] دو دختر ديگر و خداى را معبود دانستن و اقرار آوردن ايشان و با خود گرفتن هم معلوم نيست .
[ اغوز ] چون فرو آمد ، خانهء زرين بفرمود زدن و در آنجا هواخواهان و دوستداران خود را طوى [ كرد ] ، و قومى را كه بر سبيل مدد و نصرت به دو پيوسته بودند ايغور « 9 » نام نهاد ، يعنى پيرو و متابع به زبان تركان ؛ و قومى ديگر را كه به هنگام غارت كردن و اولجاى گرفتن چهارپايان براى نقل غارت بداشتند قنقليها « 10 » بساختند .
و پيش از آن گردون نبود و اوّل ايشان انشا كردند و رخت و بار و اولجايها بر آن [ نهادند و ] روان شد . اغوز [ 3 ] ايشان را به اعتبار اين حال قنقلى خواند ، و لشكرهاى تلاس « 11 » و صيرم « 12 » و آن حدود در ملك اغوز تماچاميشى مىكردند . اغوز قصد ايشان كرد و غالب آمد ، از تلاس و صيرم تا ماوراء النهر و
هامش
( 1 ) .TurKist n( 2 ) .Oguz( 3 ) .Qar qurum( 4 ) .Tugl( 5 ) .Mowal( 6 ) .Ur - H n( 7 ) .Gur - H n( 8 ) .Kur - H n( 9 ) .Uygur( 10 ) .Q . ngli( 11 ) .Tal s( 12 ) .sayram