و جميع اجناد شام گردانيد و [ به ] امير الجيوش ملقّب شد . و در سنهء عشرين اسعار فراخ شد .
و روز هفدهم جمادى الآخره سنهء عشرين و اربع مايه ظاهر را پسرى آمد به امام المستنصر باللّه ابو تميم معد ملقّب شد ، و از ورود ميلاد او ديار مصر و جميع اعمال به زينتى هرچه تمامتر آراسته شد ، و دلهاى خاصّ و عام ابتهاج و مسرّت نمودند . به آخر سال به ايّام عاشورا از محرّم زلزلهاى عظيم پديد آمد ، و نزديك بود كه هردو كوه مصر متناطح شوند ، و در نواحى رمله خسف پيدا شد و منارهء آن بيفتاد ، و بعضى از دور و جدران منهدم شد .
اين سال حجّاج به راه شام بازگشتند . ظاهر ايشان را عزيز و گرامى داشت و خلعتها پوشانيد و ايشان را با نواخت و تعهّد تمام و خوشدلى به خراسان روانه كرد . رسولى از نزد سلطان محمود پيش قادر خليفه آمد به بغداد ، با آن خلعتها كه خليفهء مصر ظاهر به حاجيان داده بود و گفته كه ندانيم كه معنى اين چيست . قادر خليفه بفرمود تا آن را به باب النّوبى بسوزانند . تا اين غايت براى دنيا خصمان و معاندان يكديگر بودند ، پس افترا و بهتان تلفيق كردن عجب نباشد .
در اين سال ميان اهل كتامه و زناته در افريقيّه فتنهها خاست . معزّ بن باديس ميان ايشان مصالحه كرد . و هم در اين سال احدى و عشرين قيصر روم از قسطنطينيّه با سيصد هزار عنان خروج كرد به قصد شام ، چون به حدود حلب رسيد تابستان بود و موسم گرما ، تشنگى بر ايشان غالب شد . اهل حلب چون نزول ايشان محقّق كردند بر ايشان شبيخون و هجوم بردند ، تا منهزم و مضطرب با دولت آشيانهء خود رفتند .
و در سنهء خمس و عشرين و اربع مايه بساسيرى را كه از جمله تركان جلال الدّوله بن سلطان الدّوله بن بهاء الدّوله بود به شحنگى بغداد نصب كردند .
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: محمد روشن
ص٦٤