از امراى چند بيايد از خون او گذشتيم امّا از مال او نخواهيم گذشت - و جميل مذكور التماس گناه قاسم مخلص مير آتش نيز نموده - به او فرمان عنايت آميز صادر شد - و سيد عباس از ولايت حصار شادمان بود و در ان ولا مير عرض مرزا كامران بود - و از امراى مقرّب مرزا بود - به او نيز فرمان عنايتآميز صادر شده بود - اين سه فرمان عبد اللّه تغلقچى آورده بود كه در بالا ذكر كرده شده - و يكپاس شب بود كه شاه بردى بيات كه به بابوس جهت تمام داشت مشار اليه را طلب نموده ( با ) فرامين كه عبد اللّه آورده بود - سيد عباس و قاسم مخلص در چادر بابوس بيگ حاضر شدند - و مضمون فرامين كه باسم ايشان صادر شده بود فهميدند و به خود قرار دادند و اتفاق نمودند كه بملازمت حضرت ميرويم - چون صباح قراولى نوبت بابوس بيگ بود و حضرت از تنگئ خواجه بسته « 1 » در نواحى ارقندى فرود آمده بودند - و بابوس على الصباح با جمعيت خود و شاه بردى بيات و بندهء درگاه بايزيد در ان جمعيت همراه بود - چون بموضع دورى كه در ان ولا جاگير قربان قراول بود رسيدند وقت طلوع آفتاب بود كه قراولان حضرت پيدا شدند - و جمعى ديگر هراولان لشكر حضرت مثل الغ مرزا و شيرافگن ولد قوچ بيگ و حاجى محمد سلطان بابا قشقه و فضايل بيگ برادر نواب منعم بيگ ولد ميرم بيگ اندجانى و سيد بركه و جمعى ديگر از خوانين و سلاطين از
هامش
( 1 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 243 « تنگى خواجه پشته » *