تكليفات ديوانى : ظاهرا اين اصطلاح به معنى جمله مالياتهايى بوده كه در فقه اسلامى پيشبينى نشده ( مثل خراج و غيره ) ولى معهذا رعايا مكلف به پرداخت آن بودند .
كلمهء « تكليف » و « تكليفات » گاهى به معنى « مالياتهاى فوق العاده » استعمال مىشده است . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 262 )
تمغا : مهر خان با مركب سياه يا آب طلا . ( تاريخ مغول اقبال ص 92 ) حقوقى كه از صنعت و مشاغل و پيشههاى مختلف شهرى - حتى فواحش - و بازرگانى در بازار اعم از تجارت كلى يا خردهفروشى اخذ مىگرديده . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 275 )
تمغاچى : آنكه مأمور تمغا نهادن بوده .
توجيهات : ظاهرا به معنى مالياتهاى فوق العاده بوده يا « عوارضات » منقول است .
( كشاورزى . . . ج 2 ص 266 )
توساميشى : به مغولى به معنى تفويض باشد . ( لغات وصاف )
توفير و تفاوت : به معنى اضافه و ذخيره و پساندازى كه در نتيجهء وصول حد اعلاى ميزان ماليات حاصل مىگرديده و همچنين اضافه بر ماليات را چنين مىناميدند .
( كشاورزى . . . ج 2 ص 264 )
توقعّات : چيزى در شمار تكليفات و اخراجات .
تومان : ده هزار . سپاه يا دينار و غيره .
جده : ر ك : حجر المطر .
جرگه : صفى دايره مانند براى راندن و گردآوردن شكار در يك موضع . در ياساهاى چنگيز براى جرگه يا نركه قوانين سخت وضع شده بود . ( ر ك : تاريخ مغول اقبال ص 85 )
جهات : مالياتى كه از اراضى مزروع مأخوذ مىشده .
چريك : سپاهيانى كه از يورتهاى مختلف به لشكر خان در زمان جنگ فرستاده مىشدهاند . اينان با سربازانى كه عضو پيوستهء سپاه بودهاند فرق داشتهاند .
حجر المطر : به زعم اقوام ترك و مغول قسمى سنگ بوده داراى خواص خارق العاده كه از استعمال و اصطكاك آنها به يكديگر به نحوى مخصوص باران و برف در آسمان حادث مىشده است و آن سنگ را جده و جدهتاش و يده مىگفتهاند و علم انزال مطر بواسطهء استعمال اين احجار را ياى و جدهميشى و جدهچىگرى و صاحب اين علم را يايچى و جدهچى و يدهچى مىناميدهاند . ( ر ك : جهانگشاى قزوينى ج 1 ص 152 )
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٣٦٣