مقدارى گزاف بگرفت و چون سازوبرگى اندوخت راه خلاف پيشگرفت . پس خواست از اطراف فارغ و ايمن باشد ، چنان كه چنگيز خان در آغاز خروج كرده بود به هر طرف سردارى با لشكرى انبوه روانه ساخت و فرمود چون دشمن مطيع گرديد رعايت كنند و چون راه سركشى پيشگرفت ستم و تهديد بىنهايت به كار برند .
حكم فرمود تا پسران چهارگانه هر پسرى اميرى را با هزارهاى به سرحد هندوستان و نواحى شبورغان و طايقان و علىآباد و كاونك و باميان تا در غزنين بفرستادند امير هزارهء تولىاينان « 1 » نوئين بود و هزارهء توشى « 2 » ايلكچداى و هزارهء جغاتاى بيروز نوئين « 3 » و هزارهء اوكتاىقاآن ، ملك بوغا .
در سالى كه منكوقاآن بر تخت خانيت استقرار يافت سالى بهادر را با هزارهاى آنجا فرستاده بر آن لشكر حاكم مطلق گردانيده بود .
آلغو در اين سال نيكپى اغول و ساداى ايلچى را به كنار آب آموى فرستاد و حكم كرد كه نيكپى اغول حكومت بخارا و سمرقند و محافظت آن حدود را نيز به عهده گيرد و ساداى ايلچى « 4 » به سرحد هندوستان رود و امراء لشكر سالى بهادر را استمالت كند و به اطاعت خود خواند و سالى بهادر را گرفته به خدمت او فرستد .
نيكپى اغول در ماوراء النهر بر مشكلات فائق آمد و به رعايت لشكر و حمايت كشور قيام نمود و شحنگى سمرقند و بخارا را كه از زمان اوكتاىقاآن بر چونكسان « 5 » طايفو و بوقابوشا « 6 » مفوض بود همچنان بر عهدهء آنان واگذاشت و ساداى ايلچى ، مرغاول « 7 » و قتلغ تيمور و تيمور بوقا و ساير امرا را بنواخت و مطيع خود ساخت . پس سالى را بند برنهاد و تمامى لشكر او را با خود همراه ساخت و آنان را به غارت سمرقند و بخارا تحريض كرد .
چون اريغ بوكا بر عصيان آلغو مطلع شد دانست كه خود كرده را تدبير نيست [ 13 ]
هامش
( 1 ) - چ : ابتان .
( 2 ) - توشى يا جوجى بن چنگيز خان .
( 3 ) - چ : بيرون ، در حاشيهء نسخهء خطى : نيروى .
( 4 ) - چ : سداى ايلچى .
( 5 ) - چ : جونكسان ، در حاشيهء نسخهء خطى خونسكان . چين سانك طايفو ( بارتولد در تركستان نامه ص 982 )
( 6 ) - بوقانوشا ( بارتلد ، همانجا )
( 7 ) - چ : مرعاول .