وفات منكوقاآن
چون منكو قاآن « 1 » در سال 655 به منزى « 2 » - از اقصى بلاد شرقى - لشكر كشيد و برادر خود قبلا « 3 » را با لشكرى بزرگ به صوب قراين از حدود ختاى نامزد كرد ، نوبت خانيّت او به خاتمت پيوست [ 11 ] و در اواخر سال 656 دار فانى را وداع گفت .
برادرش اريغ بوكا « 4 » كه در قراقروم - مركز سلطنت - مقر داشت وقتى خبر مرگ او بشنيد دعوى خانيّت كرد و قتغتاى مادر بالتو « 5 » كه بزرگترين خاتونان منكو قاآن بود و از پسران استاى و ترلتاش و زيركى و بعضى از نبيرگان جغاتاى « 6 » و ارقداى اغول پسر كلكان « 7 » اين راى را نصرت دادند و او را به خانى برداشتند . از ديگر سوى پسر اوتكين ، برادر چنگيز خان و ديگر شاهزادگان و امرا پس از مشورت توافق كردند كه قاآنى درخور قبلاست و با وجود برادر بزرگتر برادر كوچكتر چگونه دعوى خانيّت كند . پس ميان آنان اختلاف كلمه افتاد .
چون اريغ كه در مقر مملكت اصلى بود و لشكرها از جوانب به وى نزديكتر ، به خانى رسيد ، راه سبكسرى پيش گرفت و از روش پيشينيان خود انحراف جست و اين توهم بر خاطرش مستولى گشت كه شهرى نو بنا كند و در آن براى خود كاخى از زر بسازد . پس فرمانها بر اطراف ممالك فرستاد تا خزائن موجود با اموال متوجهات واجب ساليانه و گله و رمه و انواع مواشى را چندانكه ممكن باشد ، روانهء پايتخت سازند و از تمام بلاد تابع ، برزگان و مميزان و مهندسان و بنايان و هنرمندان براى اتمام عمارت آن شهر بدانسوى روى آوردند .
آلغو « 8 » نبيرهء جغتاى نزد او تمكين و قربتى تمام يافت و محّل اعتماد و محرم اسرار او
هامش
( 1 ) - منكو قاآن بن تولى بن چنگيز خان
( 2 ) - منزى : چين جنوبى كه آن را ماچين و مهاچين و مغولان ننكياس گويند ( جهانگشاى چاپ قزوينى ج 1 / حاشيهء ص 186 )
( 3 ) - قبلا يا قوبيلاى بن تولى بن چنگيز خان .
( 4 ) - اريغ بوكا بن تولى بن چنگيز خان .
( 5 ) - چ : يرلتاش
( 6 ) - جغاتاى بن چنگيز خان .
( 7 ) - كلكان بن چنگيز خان .
( 8 ) - آلغو بن بايدار بن جغاتاى .